جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۷۴۰ از ۹۹۶
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ جلال الدین محمد مولویگلبن خندان به دل و جان بگفتبرگ منت هست به گلشن برآ
- غزل شمارهٔ ۳۰۳ جلال الدین محمد مولویحد ندارد این سخن کوتاه کنگرچه جان گلستان آمد جنوب
- غزل شمارهٔ ۳۲۹ جلال الدین محمد مولویبیایید بیایید که گلزار دمیدهستبیایید بیایید که دلدار رسیدهست
- غزل شمارهٔ ۳۵۳ جلال الدین محمد مولویاز آن باغ و ریاض بینهایتهمه عالم چو گلدستهست هیهات
- غزل شمارهٔ ۴۱۳ جلال الدین محمد مولویهر که را بوی گلستان وصال تو رسیدهمچنین رقص کنان تا به گلستان ننشست
- غزل شمارهٔ ۴۱۵ جلال الدین محمد مولویاین چه مشاطه و گلگونه غیب است کز اوزعفرانی رخ عشاق چو عناب شدست
- غزل شمارهٔ ۴۲۴ جلال الدین محمد مولوینوبهاری کو جهان را نو کندجان گلزارست اما زار ماست
- غزل شمارهٔ ۴۴۵ جلال الدین محمد مولویدر فقر عهد کردم تا حرف کم کنماما گلی که دید که پهلویش خار نیست
- غزل شمارهٔ ۴۴۶ جلال الدین محمد مولویکوهست نیست که که به بادی ز جا رودآن گله پشهست که بادیش ره زدهست
- غزل شمارهٔ ۴۵۴ جلال الدین محمد مولویجان میزبانِ تن شد در خانه گِلینتن خانهٔ دوست بوَد که با میزبان نرفت
- غزل شمارهٔ ۴۵۷ جلال الدین محمد مولویدر خواب کردهای ز رهاوی مرا کنونبیدار کن به زنگلهام کانم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۴۶۸ جلال الدین محمد مولویچون رخ گلزار او هست چراگاه روحروح از آن لاله زار آه که چون پروریست
