جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۴۸ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۹۶۸ جلال الدین محمد مولویجان تشنه ابد شد وین تشنگی ز حد شدیا ضربت جدایی یا شربت عطایی
- غزل شمارهٔ ۲۹۷۰ جلال الدین محمد مولویخوبان بسی بدیدی حوران صفت شنیدیاین جا بیا که بینی حسن و جمال یاری
- غزل شمارهٔ ۲۹۷۹ جلال الدین محمد مولویای شمس حق مفخر تبریز شمس دینخود آفتاب گنبد دوار ما توی
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۱ جلال الدین محمد مولویمغز جهان توی تو و باقی همه حشیشکی یابد آدمی ز حشیشات فربهی
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۲ جلال الدین محمد مولویای گل که جامهها بدریدی ز عاشقیتا خانهای میانه شکر گرفتهای
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۴ جلال الدین محمد مولویچندین هزار مرغ بدین فن بکشتهایپرهای کشته بهر نشانی نهادهای
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۷ جلال الدین محمد مولویای جان و ای دو دیده بینا چگونهایوی رشک ماه و گنبد مینا چگونهای
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۹ جلال الدین محمد مولویور ز آنک درنیابد در ره کمال عشقاز پرتو شرارش یابد حرارتی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۱ جلال الدین محمد مولویهر نفسی از درون دلبر روحانییعربده آرد مرا از ره پنهانیی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۸ جلال الدین محمد مولویگر تو به عقلی بیا یک نظری کن در اوتا تو بدانی که نیست کار بتم سرسری
- غزل شمارهٔ ۳۰۲۲ جلال الدین محمد مولویخاک تو گر آب خوش یابد چون روضهایستور خورد او آب شور شوره برآوردهای
- غزل شمارهٔ ۳۰۳۰ جلال الدین محمد مولویعاشق او خرد نیست زانک نخسبدبر سر آن گنج غیب هر نره ماری
