جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۶۰ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۱۴۹ - در مرثیهٔ خواجه ناصر الدین ابراهیم عارف گنجهای خاقانی شروانیمن دیدهام که حد مقامات او کجاستآنان ندیدهاند که کوتاه دیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ خاقانی شروانیرفتم به مغان و هم ندیدم کسکو آب طرب به جوی دل راند
- شمارهٔ ۱۶۰ - مطلع دوم خاقانی شروانیاز رخ و زلف تو رست در دل من آبنوسوز لب و خال تو گشت دیدهٔ من آبدان
- شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح قاضی القضاة احمشاد خاقانی شروانیعشق تو آورده قیامت پدیدفتنهٔ تو کرده سلامت نهان
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ خاقانی شروانیدر هم شده است کارم و در گیتیکار که دیدهای که فراهم شد
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ خاقانی شروانیدیده پرآب کردهای رو که به دست غمزهاتهندوی دیده تیغ را بهر تو آب میدهد
- شمارهٔ ۱۸۷ - در تولد دختر خود خاقانی شروانیاگر نخواندی نعم الختن برو برخوانوگر ندیدی دفن البنات شو بنگر
- غزل شمارهٔ ۱۸۹ خاقانی شروانیای مرد با شکوفه چه سازم طریق انساین بس مرا که دیدهٔ من شد شکوفهبار
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ خاقانی شروانیبسیار دیدی در دلم بازار عشق آراستهآن چیست کانگه دیدهای بازار عشق اکنون نگر
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ خاقانی شروانیدل رمیده و شوق بهانه خود دارمکه دیده است دو دیوانه را به یک زنجیر
- غزل شمارهٔ ۲۰۰ خاقانی شروانیتن چو جان از دیده نادیدار مانددیده ز آن دیدار نگسستی هنوز
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ خاقانی شروانینقاب برفکن و آتشی به جانم زنز دیدهٔ تر من همچو شمع، آب بریز
