جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۸۶ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۴۸۶ جلال الدین محمد مولویز هر گیاه و ز هر برگ رویدی نرگسبرای دیدنت از جا بدی به بستانت
- غزل شمارهٔ ۴۹۹ جلال الدین محمد مولویهر که را پرغم و ترش دیدینیست عاشق و زان ولایت نیست
- غزل شمارهٔ ۵۰۴ جلال الدین محمد مولویدر دل و در دیده دیو و پریدبدبه فر سلیمان ماست
- غزل شمارهٔ ۵۰۷ جلال الدین محمد مولویچشم کی دیدست در این باغ کونرقص گلی کان ز هوای تو نیست
- غزل شمارهٔ ۵۱۰ جلال الدین محمد مولویبس کن چون دیده ببین و مگودیده مجو دیده بینا خوشست
- غزل شمارهٔ ۵۱۲ جلال الدین محمد مولویخار زدی در دل و در دیده شاناین دمشان نوبت گلزاری است
- غزل شمارهٔ ۵۳۱ جلال الدین محمد مولویلعلت شکرها کوفته، چشمت ز رشک آموختهجان، خانهٔ دل روفته، هین نوبت دیدار شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۲ جلال الدین محمد مولویتن را بدیدی جان نگر گوهر بدیدی کان نگراین نادره ایمان نگر کایمان در او گمراه شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۳ جلال الدین محمد مولویهر کی درآمد به صفش یافت امان از تلفشتیغ بدیدم به کفش سوختم آن اسپر خود
- غزل شمارهٔ ۵۵۳ جلال الدین محمد مولویدیدهٔ عقل مستِ تو، چرخهٔ چرخ پَستِ توگوشِ طرب به دست تو، بیتو به سر نمیشود
- غزل شمارهٔ ۶۳۸ جلال الدین محمد مولویملولان همه رفتند در خانه ببندیدبر آن عقل ملولانه همه جمع بخندید
- غزل شمارهٔ ۶۴۲ جلال الدین محمد مولویبی زحمت دیده، رخ خورشید که بیندبی پرده، عیان، طاقت دیدار که دارد
