جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۹۰ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۵ جلال الدین محمد مولویبه جای لقمه و پول ار خدای را جستینشسته بر لب خندق ندیدیی یک کور
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ جلال الدین محمد مولویچنان بکن تو به لابه که خاک پایش رابدیده آری کاین درد میشود ناسور
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۴ جلال الدین محمد مولویچو روی انور او گشت دیده دیدهمقام دیدن حق یافت دیدههای بشر
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۰ جلال الدین محمد مولویحال شما دی همگان دیدهاندکن فیکون کس نشود بختور
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۸ جلال الدین محمد مولویچشمی که غرقه بود به خون در شب فراقآن چشم روی صبح به دیدن گرفت باز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ جلال الدین محمد مولویمسیح را چو ندیدی فسون او بشنوبپر چو باز سفیدی به سوی طبلک باز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ جلال الدین محمد مولویکان زمردی مها دیده مار برکنیماه دوهفتهای شها غم نخوریم از غلس
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ جلال الدین محمد مولویآن گفته پلیدت در روی شدت پدیدتپیدا بود خبیثی در روی و رنگ ناکس
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۲ جلال الدین محمد مولویدیده و گوش بشر دان که همه پرگلستاز بصر پروحل گوهر منظر مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ جلال الدین محمد مولویهرگز ندیدهست آسمان هرگز نبوده در جهانمانند تو لیلیِ جان مانند من مجنونِ خوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ جلال الدین محمد مولویهمه دیدست در راهش همه صدرست درگاهشوگر تن هست در کاهش ببین جان را تو افزایش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ جلال الدین محمد مولویدوش رفتم در میان مجلس سلطان خویشبر کف ساقی بدیدم در صراحی جان خویش
