جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۹۶ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۶ جلال الدین محمد مولویتا ره نبرد ترسا دزدیده به دیر توگه عاشق زناری گه قصد چلیپا کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۵ جلال الدین محمد مولویچو دیدی روی او در دل برویدگل و نسرین و بید و سرو و سوسن
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ جلال الدین محمد مولویاگر دوران دلیل آرد در آن قالتخلف دیدهای در روی او مال
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ جلال الدین محمد مولویجان به خواب از تن برآید در خیال آید بدیدتن شود معزول و عاطل صورتی دیگر مبین
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۴ جلال الدین محمد مولویما مثال موجها اندر قیام و در سجودتا بدید آید نشان از بینشان ای عاشقان
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۹ جلال الدین محمد مولویاز بدیها آن چه گویم هست قصدم خویشتنزانک زهری من ندیدم در جهان چون خویشتن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۲ جلال الدین محمد مولویدیده بگشا زین سپس با دیده مردم مروکان فلانت گبر گوید وان فلانت مرد دین
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۹ جلال الدین محمد مولویجنتی کرد جهان را ز شکر خندیدنآنک آموخت مرا همچو شرر خندیدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۲ جلال الدین محمد مولویهم بدان سو که گه درد دوا می خواهیوقف کن دیده و دل روی به هر سوی مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۲ جلال الدین محمد مولوینم اندیشه بیا قلزم اندیشه نگرصورت چرخ بدیدی هله اکنون جان بین
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۸ جلال الدین محمد مولویگفتم سر من ای جان نعلین توست لیکنقانع شو ای دو دیده این بار تا به گردن
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۹ جلال الدین محمد مولویآمد تو را فتوحی روحی چگونه روحیکاو چون خیال داند در دیدهها دویدن
