جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۸۱ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۹ جلال الدین محمد مولویور درد و رنج داری در من نظر کن از ویکان تیر رنج نجهد الا که از کمانم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۷ جلال الدین محمد مولویدرد تأخیر چون برآرد دودبر رَود تا اثیر تأثیرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۱ جلال الدین محمد مولویروز شد و چادر شب میدَرَددر پی آن عیش و تماشا دلم
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۶ جلال الدین محمد مولویآنچ که خر کرد به من گرگ درنده نکندرفت ز درد و غم او حق خدا اکثر من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ جلال الدین محمد مولویخواب شبم ربودهای، مونس من تو بودهایدرد توام نمودهای، غیر تو نیست سود من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۱ جلال الدین محمد مولویرازِ تو فاش میکنم صبر نماند بیش از اینبیش فلک نمیکشد دردِ مرا و نی زمین
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۴ جلال الدین محمد مولویجور کنی وفا بود درد دهی دوا بودلایق تو کجا بود دیده جان و دید من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۰ جلال الدین محمد مولویسرمه ماست گرد تو راحت ماست درد توکیست حریف و مرد تو ای شه مردآفرین
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۱ جلال الدین محمد مولویچشمی است تو را در دل و آن چشم به درد استپس چیست غم تو به جز آن چشم خلیدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۶ جلال الدین محمد مولویرو مگردان یک زمان از من که تا از درد توچرخ را بر هم نسوزد دود آتشدان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۴ جلال الدین محمد مولویای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمینناله من گوش دار و درد حال من ببین
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۸ جلال الدین محمد مولویچه خوشیهای نهان است در آن درد و غمشکه رمیدند ز دارو همه درمان طلبان
