جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۸۹ از ۵۰۴
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ جلال الدین محمد مولویدو هزار جان و دیده ز فزع عنان کشیدهچو صلای وصل آید گه ترکتاز گردد
- غزل شمارهٔ ۷۶۷ جلال الدین محمد مولویهله ساقیا سبکتر ز درون ببند آن درتو بگو به هر کی آید که سر شما ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۸۴ جلال الدین محمد مولویجان چه کار آید اگر پیش تو قربان نشودجان کنون شد که چو منصور سوی دار شدند
- غزل شمارهٔ ۸۱۵ جلال الدین محمد مولویاین جهان چشمست و او چون مردمکتنگ میآید جهان زین مرد خرد
- غزل شمارهٔ ۸۴۳ جلال الدین محمد مولویگرمی شیر غرّان، تیزی تیغ برّاننَرّی جمله نرّان، با عشق، کُند آید
- غزل شمارهٔ ۹۱۶ جلال الدین محمد مولویدرخت و برگ برآید ز خاک این گویدکه «خواجه هر چه بکاری تو را همان روید»
- غزل شمارهٔ ۹۱۹ جلال الدین محمد مولویهر آنک در کفش آید چو ابر میگریدهر آنک دور شد از وی چو برف میفسرد
- غزل شمارهٔ ۹۲۶ جلال الدین محمد مولویچه ساغرست که هر دم به عاشقان آیدشما کشید چنین ساغری که مردانید
- غزل شمارهٔ ۹۳۸ جلال الدین محمد مولویسخن ز پرده برون آید آن گهش بینیکه او صفات خداوند کردگار بود
- غزل شمارهٔ ۹۴۰ جلال الدین محمد مولویبه هر کجا عدم آید وجود کم گرددزهی عدم که چو آمد از او وجود افزود
- غزل شمارهٔ ۹۴۷ جلال الدین محمد مولویبه آسمان جهان هر شبی فرود آیدبرای هر متظلم سپاه فضل احد
- غزل شمارهٔ ۹۵۰ جلال الدین محمد مولویبه هر کجا عدم آید وجود کم گرددزهی عدم که چو آمد از او وجود فزود
