جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۰۱ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ سعدی شیرازیدوستان عیب کنندم که نبودی هشیارتا فرو رفت به گل پای جهان پیمایت
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ سعدی شیرازیجان من! جان من فدای تو بادهیچت از دوستان نیاید یاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ سعدی شیرازیافتاده تو شد دلم ای دوست دستْ گیردر پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ سعدی شیرازیدوستانت را که داغ مهربانی دل بسوختگر به دوزخ بگذرانی آتشی بینند سرد
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ سعدی شیرازیگفت در راه دوست خاک مباشنه که بر دامنش نشیند گرد
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ سعدی شیرازیکه میرود به شفاعت که دوست بازآردکه عیش خلوت بی او کدورتی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ سعدی شیرازیهر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گماردهر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ سعدی شیرازیز درد عشق تو دوشم امید صبح نبوداسیر عشق چه تاب شب دراز آرد؟
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ سعدی شیرازیخطاست این که دل دوستان بیازاریولیک قاتل عمد از خطا چه غم دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ سعدی شیرازیمرا گر دوستی با او به دوزخ میبرد شایدبه نقد اندر بهشتست آن که یاری مهربان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ سعدی شیرازیمگر نسیم سحر بوی یار من داردکه راحت دل امیدوار من دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ سعدی شیرازیزندگانی نتوان گفت و حیاتی که مراستزنده آنست که با دوست وصالی دارد
