جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۹۴ از ۵۰۴
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۸ جلال الدین محمد مولویچو شیر مست بیرون جه نه اول دان و نه آخرکه آید ننگ شیران را ز روبه شانگی کردن
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۹ جلال الدین محمد مولوینمیآید دریغ او را چو دریا گوهرافشانیولیکن تو روا داری بدین آن را فریبیدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۹ جلال الدین محمد مولویآن دم که ترش باشد بهتر ز شکرخانهوان دل که ملول آید خوش بوس و کنار است آن
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۱ جلال الدین محمد مولویگویند که هر کی هست در گور اسیر آیددر حقه تنگ آن مشک نگذارد مشک افشان
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۲ جلال الدین محمد مولویز جوش بحر آید کف به هستیدو پاره کف بود ایران و توران
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۱ جلال الدین محمد مولویز تو آن گلرخان را ننگ آیدچو بفروشی تو سرگی را به سرگین
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ جلال الدین محمد مولویشاد آن مرغی که مهر شب در او محکم نگشتسوی تبریز آید او اندر هوای شمس دین
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۶ جلال الدین محمد مولویای به جان من تو از افغان من نزدیکتریا فغانم از تو آید یا توی افغان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ جلال الدین محمد مولویغمزه توست که مست آید و دلها دزددقصد جانها کند آن سخت دل سخته کمان
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ جلال الدین محمد مولویچون خیال تو درآید به دلم رقص کنانچه خیالات دگر مست درآید به میان
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۵ جلال الدین محمد مولویبانگ ارواح به من میآیدکه بگو حالت این بیصوران
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۲ جلال الدین محمد مولویبا چرخ اگر ستیزم ور بشکنم بریزمعذرم چه حاجت آید و آن خوش عذار با من
