جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۴۶ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۳ جلال الدین محمد مولویآید خورشیدوار ذره شود بیقرارکان رخ همچون بهار از پس پرده مدار
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۴ جلال الدین محمد مولویبانگ زده آن هما هر کی که هست از شمادور شو از عشق ما تا نشوی دلفکار
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۵ جلال الدین محمد مولویچشم تو چون رهزند ره زده را ره نمازلفت اگر سر کشد عشوه هندو مخر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۶ جلال الدین محمد مولویسست مکن زه که من تیر توام چارپرروی مگردان که من یک دلهام نی دوسر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۷ جلال الدین محمد مولویچشم تو چون رهزند ره زده را ره نمازلف تو چون سر کشد عشوه هندو مخر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ جلال الدین محمد مولویبرج من آن سوترست دور ز خشک و ترستنیک عجب گوهرست نیک پر از شور و شر
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۰ جلال الدین محمد مولویآید هر دم رسول از طرف شهر یاربا فرح وصل دوست با قدح شهریار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۲ جلال الدین محمد مولویچشم تو چون ره زند، رهزده را ره نمازلف تو چون سر کشد، عشوه هندو مخر
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۶ جلال الدین محمد مولویمرا بگاه ده ای ساقی کریم عقارکه دوش هیچ نخفتم ز تشنگی و خمار
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۷ جلال الدین محمد مولویقرار دولت او خواه و از قرار مپرسکه نیست از رخ او در دلم قرار قرار
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۹ جلال الدین محمد مولویدود به لب لب این جوی تا لب دریادلی که خست در این راهها ز خار سفر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۷ جلال الدین محمد مولویور تو خواهی سماع را گیرادور دارش ز دیده انکار
