جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۹۹۸ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۸ بیدل دهلویخلق را رو بر قفا صبح قیامت دیدنیستدی نمایانست زان روزی که فردا میشود
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۷ بیدل دهلویدر انجمن سیر نازکردم به خلوت آهنگ سازکردمبه هرکجا چشم باز کردم ترا ندیدم اگر چه دیدم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیشکوفه باز بخندید و لطف خندهٔ اونشاط با دل محزون عاشقان آورد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید عبید زاکانیپادشاها دیدهٔ اهل جهان روشن به تستاین جهان را بزمت از کیخسرو و جم یادگار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - در مدح شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیخرد گوید چو آری در کنارشندیدم کس بدین نازک میانی
- بخش ۸ - پیغام فرستادن عاشق به معشوق عبید زاکانیدلم پر جوش و تن پرتاب تا کیز حسرت دیده پر خوناب تا کی
- بخش ۲۷ - آگاه شدن عاشق از حال معشوق عبید زاکانیتنم در غصهٔ هجران بفرسوددلم خون گشت و از دیده بپالود
- بخش ۷ - واقف شدن معشوق از حال عاشق عبید زاکانیکه زینسان بیخور و بیخواب کردشکه از غم دیدهٔ پر خوناب کردش
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷ ناصرخسرو قبادیانیچون همی بودهها بفرسایدبودنی از چه میپدید آید؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ ناصرخسرو قبادیانیچون درختان ببارند به دیدار ولیکنچون به کردار رسد یکسره بیدند و چنارند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ ناصرخسرو قبادیانیدر قشر بمانده کی توانیدیدن به خلاصهٔ مقشر؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ ناصرخسرو قبادیانیتیره است و مناره مینبیندآن چشم که موی دیدی از دور
