جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۶ نتیجه برای «دو» با فیلتر رموز بیخودی (اقبال لاهوری) · صفحهٔ ۱ از ۳
- بخش ۳۱ - ولم یکن له کفواً احد اقبال لاهوریمی کشد بار دو عالم دوش اوبحر و بر پروردهٔ آغوش او
- بخش ۴ - در معنی اینکه ملت از اختلاط افراد پیدا میشود و تکمیل تربیت او از نبوت است اقبال لاهوریزنده از یک دم دو صد پیکر کندمحفلی رنگین ز یک ساغر کند
- بخش ۲۵ - در معنی اینکه بقای نوع از امومت است و حفظ و احترام امومت اسلام است اقبال لاهورینغمه خیز از زخمهٔ زن ساز مرداز نیاز او دو بالا ناز مرد
- بخش ۲۱ - در معنی اینکه حیات ملیه مرکز محسوس میخواهد و مرکز ملت اسلامیه بیت الحرام است اقبال لاهوریتا نماید تاب نامشهود خویششعله ی او پرده بند از دود خویش
- بخش ۱۳ - در معنی حریت اسلامیه و سر حادثهٔ کربلا اقبال لاهوریبهر آن شهزاده ی خیر المللدوش ختم المرسلین نعم الجمل
- بخش ۷ - محاورهٔ تیر و شمشیر اقبال لاهوریآتش قهر خدا سرمایه اتجنت الفردوس زیر سایه ات
- بخش ۲۸ - قل هوالله احد اقبال لاهوریآنکه نام تو مسلمان کرده استاز دوئی سوی یکی آورده است
- بخش ۲۷ - خطاب به مخدرات اسلام اقبال لاهوریدور حاضر تر فروش و پر فن استکاروانش نقد دین را رهزن است
- بخش ۱۲ - حکایت سلطان مراد و معمار در معنی مساوات اسلامیه اقبال لاهوریاز خجالت دیده بر پا دوختهعارض او لاله ها اندوخته
- بخش ۱۸ - در معنی اینکه در زمانه انحطاط تقلید از اجتهاد اولی تر است اقبال لاهوریپنجه ی گردون چو انگورش فشردیادگار موسی و هارون نمرد
- بخش ۱۰ - در معنی اینکه مقصود رسالت محمدیه تشکیل و تأسیس حریت و مساوات و اخوت بنی نوع آدم است اقبال لاهوریدر کلیسا اسقف رضوان فروشبهر این صید زبون دامی بدوش
- بخش ۳۰ - لم یلد و لم یولد اقبال لاهوریمستی او تا بخون ما دویدکهنه را آتش زد و نو آفرید
