جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷ نتیجه برای «پا» با فیلتر قصیدهها (ایرج میرزا) · صفحهٔ ۱ از ۳
- شمارهٔ ۹ - در هجو شیخ فصلاللّه نوری ایرج میرزاتا نشوی پاره، خبردار باشگاه حَنَک را به هَتَک میزند
- شمارهٔ ۸ - در مدح نصرة الدوله عم زاده ناصرالدین شاه در تبریز گفته ایرج میرزافّرخ گهر و پاک و نکوخوی و نکو رویفّرخ سیر و راد و عدوسوز و عدو بند
- شمارهٔ ۲۴ - در مدح امیر نظام ایرج میرزاسی روز بوسه برزده ام بر کفِ امامسی روز هم به پایِ بتی بوسه برزنم
- شمارهٔ ۲۷ - شکوه از چرخ و شکایت از مرگ پدر ایرج میرزاهمه سر تا پا ، مکر است و فریبهمه پا تا سر رنج است و مِحَن
- شمارهٔ ۱۲ - شکوۀ دوستانه از ملک الشّعرایِ بهار ایرج میرزابنشسته است غباری ز تو در خاطر منکه بدین زودی از خاطر من پا نشود
- شمارهٔ ۱۳ - در مدیحه و تبریک عروسی ایرج میرزابهپا شد جشنِ این عیدِ همایونبرایِ عَقدِ یک تابندهگوهر
- شمارهٔ ۳۰ - در مدحِ حضرتِ مولای متقیان ایرج میرزاگفتم به خاکِ پایش آن کس که سود فرقگفتا که پا گذارَد بر فرقِ فِرقَدین
- شمارهٔ ۳۴ - شکایت از دوریِ یار ایرج میرزابر خانۀ گلینم پا بگذارتا بگذرد ز خرگه تیموری
- شمارهٔ ۵ - در طلبِ اسب از نظام السلطنه ایرج میرزابا پای لنگ می روم امروز سویِ کنکفردا چه سود اگر بشوم من سوار اسب
- شمارهٔ ۱۱ - شب جمعه خدمت حاج امین ایرج میرزابه پا زِ حلّهُ زَربَفت داشت پاچینیچه گویمت که چِهها در میانِ پاچین بود!
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح امیرنظام ایرج میرزاتایی برِ ما ، ور گذرد عمری و آییننشسته به پا خیزی و چون عمر نپایی
- شمارهٔ ۲۵ - وسوسه ایرج میرزاآبرو را بگذارم سرِ این پارۀ دلبهر لختی جِگرک سفره قلمکار کنم
