جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۹۶۳ نتیجه برای «رفت» با فیلتر جامی · صفحهٔ ۱ از ۸۱
- شمارهٔ ۳۸ جامیرفت آنکه طلبگار وصالت باشمجویای رخ خجسته فالت باشم
- شمارهٔ ۸۵ جامیرفت آنکه به قبله بتان روی آرمحرف غمشان به لوح دل بنگارم
- شمارهٔ ۴۷ جامیرفت آنکه کام خواهم از لعل جانفزایتیک گام بس به فرقم از نعل بادپایت
- شمارهٔ ۴۶۹ جامیرفت عقل و صبر و هوش ای دل مکن از ناله بسکاروان چون شد روان شرط است فریاد جرس
- بخش ۱۸ - حکایت تعبیر معبر خواب آن سادهمرد را بر سبیل سخریه و استهزا و راست آمدن آن تعبیر بیشایبه تبدیل و تغییر جامیرفت پیش آن مَعبَر، سادهایاز ره عقل و خرد افتادهای
- بخش ۱۷۶ - قصه آن خرس که آبش می برد شخصی تصور کرد که خیکی است پر بار، رفت تا آن را بگیرد، خرس در وی آویخت، آن شخص به وی درماند، دیگری از کناره فریاد کرد که خیک را بگذار و بیرون آی. گفت من او را گذاشته ام او مرا نمی گذارد جامیخرسی از حرص طعمه بر لب رودبهر ماهی گرفتن آمده بود
- شمارهٔ ۱۹۵ جامییار رفت و خیربادی هم نکردزین فرامش گشته یادی هم نکرد
- شمارهٔ ۲۲۱ جامیما امید از دوست ببریدیم و رفتهجر را بر وصل بگزیدیم و رفت
- بخش ۸ جامیذوالنون - قدس سره - پیش یکی از مشایخ مغرب رفت به جهت مسئله ای؟ گفت: بهر چه آمدی؟ اگر آمده ای که علم اولین و آخرین بیاموزی آن را روی نیست این همه خالق داند، و اگر آمده ای که او را جویی آنجا که اول گام برگرفتی او خود آنجا …
- بخش ۱۶ جامیزشت رویی پیش طبیب رفت که بر زشتترین جایی دملی برآورده ام. طبیب تیز در روی او نگریست و گفت: دروغ می گویی، اینک روی تو را می بینم، بر وی هیچ دملی نیست!
- شمارهٔ ۱۰۶ جامیچون کمر بسته مه من به سفر بیرون رفتصد دل آویخته از طرف کمر بیرون رفت
- شمارهٔ ۱۲۸ جامییار رفت از دیده لیکن روز و شب در خاطر استگر به صورت غایب است اما به معنی حاضر است
