جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۵ نتیجه برای «لب» با فیلتر مولانا، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۵
- چهل و چهارم جلال الدین محمد مولویهم نفسی آمد، لب را ببندتا بکی ای دم تو درآمد شدی
- سوم جلال الدین محمد مولویآن خداوند شمس دین را جان بسی لابه کندمنتظر جان بر لب من از پی آریش را
- پانزدهم جلال الدین محمد مولویصد جام درکشیدی و بر لب زدی کلوخلیکن دو چشم مست تو در میدهد صلا
- سیپنجم جلال الدین محمد مولویشکر لب، مه رخان جام بر کفتو میگو هر کرا خواهی که: « هاتی »
- چهل و دوم جلال الدین محمد مولویآن لب که بسته باشد، خندان کنیش در حینچشمی که درد دارد، او را چو توتیایی
- بیست و نهم جلال الدین محمد مولویاز بادهٔ شبهای تو و ز مستی لبهای تووز لطف غبغبهای تو آخر کجا فرزانگی؟!
- سی و هفتم جلال الدین محمد مولویدر لب، سر شاخ سخت گیردهر سیب که هست نارسیده
- سیو سوم جلال الدین محمد مولویمنه لب بر لب هر بوسه جوییکه تا ز آن دلبر زیبا نمانی
- بیست و ششم جلال الدین محمد مولویلب بر لب دلدار چو خواهی که نهی تواز خویش تهی باش، بیاموز از آن نی
- چهاردهم جلال الدین محمد مولویلاله و گلبرگها، عکس تو آمد، مهانیشکر از قند تو، پر شده بین بند بند
- دوازدهم جلال الدین محمد مولویعریان شدهٔ بر لب این جوی، پی غسلنی جوی نماید به نظر صرح ممرد
- چهارم جلال الدین محمد مولویآن صفت کش طلبی سر به تکبر بکشدعشق آرد بدمی در طلب و طال بقا
