جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۸ نتیجه برای «تن» با فیلتر عبید زاکانی، غزل · صفحهٔ ۱ از ۳
- غزل شمارهٔ ۳۳ عبید زاکانیغنیمتست غنیمت شمار فرصت عیشکه تن ضعیف نهاد است و عمر بیبنیاد
- غزل شمارهٔ ۳۶ عبید زاکانیهزار سال تنم گر ز تن جدا ماندهنوز مهر تو از جان جدا نشاید کرد
- غزل شمارهٔ ۴۸ عبید زاکانیخوشا کسیکه چو رندان ز خانه وقت سحربدر گریزد و تن در شرابخانه دهد
- غزل شمارهٔ ۵۱ عبید زاکانینیست کار تو به سامان و کیائی به نواغره گشتن به چنین کار و کیائی تا چند
- غزل شمارهٔ ۵۵ عبید زاکانیالتماس بوسهای کردم از او تن در ندادخاطر ما خوش بدین مقدار نتوانست کرد
- غزل شمارهٔ ۶۴ عبید زاکانیپیش سلطان خیال تو مرا غم میکشتخدمتش تن زده از دور تماشا میکرد
- غزل شمارهٔ ۳۴ عبید زاکانیبه صبر کام توان یافتن ولیک چه سودچو صبر در دل ما جا نمیتواند کرد
- غزل شمارهٔ ۴۰ عبید زاکانیهرگز کسی به خوبی چون یار ما نباشدمه را نظیر رویش گفتن روا نباشد
- غزل شمارهٔ ۵۳ عبید زاکانیبه دست خویشتن شمعی نیفروزکه در ساعت شبستانت بسوزد
- غزل شمارهٔ ۵۴ عبید زاکانیگرفتم راز دل بتوان نهفتندوای چشم گریان چون توان کرد
- غزل شمارهٔ ۶۱ عبید زاکانیباز ترک عهد و پیمان کرده بودکشتن ما بر دل آسان کرده بود
- غزل شمارهٔ ۷۱ عبید زاکانیقصهٔ درد دل و غصهٔ شبهای درازصورتی نیست که جایی بتوان گفتن باز
