جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۵ نتیجه برای «درد» با فیلتر عبید زاکانی، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۳۳ - در خاتمهٔ کتاب عبید زاکانیبه نظم آوردم این درد دل ریشبه هر کس باز گفتم قصهٔ خویش
- بخش ۱۳ - تمامی سخن معشوق عبید زاکانیهر آنکو عشق ورزد درد بیندسرشکی سرخ و روئی زرد بیند
- بخش ۲۲ - رسیدن قاصد و بشارت و عنایت معشوق عبید زاکانینشست آن مشفق دیرینه پیشمدوای درد و مرهم ساز ریشم
- بخش ۲۷ - آگاه شدن عاشق از حال معشوق عبید زاکانیز درد دوریش دیوانه گشتمز هوش و خواب و خور بیگانه گشتم
- بخش ۳۲ - مناجات عبید زاکانیازین پس درد بر دردم میفزایبه سوی وصل یارم راه بنمای
- بخش ۱۸ - حدیث گفتن قاصد با معشوق عبید زاکانیبس این بیچاره را در درد کشتنچراغش را بباد سرد کشتن
- بخش ۳۱ - پیغام فرستادن عاشق به معشوق عبید زاکانیشفا و راحت هر دردمندیدوا و چارهٔ هر مستمندی
- بخش ۲۵ - در صفت حال عبید زاکانیدر او درمان فروشان درد خواهندتنی باریک و روئی زرد خواهند
- بخش ۱۰ - پیغام رسانیدن قاصد عبید زاکانیشد از حال دل پر دردم آگاهچو آتش گشت و شد با باد همراه
- بخش ۱۵ - پیغام فرستادن بمعشوق عبید زاکانیدل بیچارهای از غم جدا کندرون دردمندی را دوا کن
- بخش ۳۰ - در خواب دیدن عاشق معشوق را عبید زاکانیچو خالی دیدم از دلبر شبستانبرآمد از دل پر دردم افغان
- بخش ۷ - واقف شدن معشوق از حال عاشق عبید زاکانیکه این مسکین سودائی کدامستکز این دردسرش سودای خامست
