جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۴ نتیجه برای «دید» با فیلتر عبید زاکانی · صفحهٔ ۱ از ۷
- رباعی شمارهٔ ۱۳ عبید زاکانیگوئی نتوانم که ببینم بازش«تا کور شود هر آنکه نتواند دید»
- رباعی شمارهٔ ۱۶ عبید زاکانیبر چهرهٔ او چو طاق ابرویش دیدمه خوبی روی خویش بر طاق نهاد
- غزل شمارهٔ ۳۹ عبید زاکانیدید آن چشم بلابین دمبهدمتا گریبان جامه در خون میکشید
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ عبید زاکانیماه چو روی تو دید گفت زهی نیکویسرو که قد تو دید گفت زهی راستی
- غزل شمارهٔ ۴۱ عبید زاکانیدوش لعلت نفسی خاطر ما خوش میکرددیده میدید جمال تو و دل غش میکرد
- غزل شمارهٔ ۴۳ عبید زاکانیکسی که کعبهٔ جان دید بیگمان داندکه سجدهگاه جز آن آستانه نتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۴۶ عبید زاکانیمن نه تنها میشوم حیران اوهرکه او را دید حیران میشود
- غزل شمارهٔ ۵۵ عبید زاکانیدوش بر رخسار زردم دید و چندان کاب زدبخت خواب آلود را بیدار نتوانست کرد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - در ستایش شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیروز اول مشتری چون دید فرخ طالعتدر جهانگیری به نامت فال اسکندر زده
- شمارهٔ ۱ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق و شرح احوال خود و تضمین قطعهای از ظهیر فاریابی عبید زاکانیرای اعلاش عدل ورزیدهکرمش هرچه دیده بخشیده
- بخش ۳۰ - در خواب دیدن عاشق معشوق را عبید زاکانیمرا دید اوفتاده زار و مدهوشز تاب آتش دل سینه پرجوش
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - در مدح شاه شیخ ابواسحق اینجو گوید عبید زاکانیزمزمه از ساکنان قدس دیدم در سلوکلشگری از رهروان غیب دیدم در گذار
