جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۷ نتیجه برای «سوی» با فیلتر عبید زاکانی · صفحهٔ ۱ از ۴
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ عبید زاکانیدارد به سوی یاری مسکین دلم هوائیزین شوخ دلفریبی زین شنگ جانفزائی
- غزل شمارهٔ ۳۹ عبید زاکانیگاه اشکش سوی صحرا میدواندگاه آهش سوی گردون میکشید
- غزل شمارهٔ ۳۳ عبید زاکانیبه سوی باده و می میل کن که میگویند« جهان بر آب نهاده است و آدمی بر باد»
- غزل شمارهٔ ۷۳ عبید زاکانیکنار جوی گزین گوش سوی بلبل دارکنون که هست به هر گوشهای کناری خوش
- غزل شمارهٔ ۸۲ عبید زاکانیرغبتم سوی بتانست ولیکن دو سه روزاز پی مصلحتی چند مسلمان شدهام
- بخش ۳۳ - در خاتمهٔ کتاب عبید زاکانیکنون وقت است اگر کوتاه گیرمسوی خاموش گشتن راه گیرم
- بخش ۱۹ - پاسخ معشوق قاصد را بار دیگر عبید زاکانیگر او را در ربود از عشق سیلیمرا هم سوی آن سیل است میلی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح شاه شیخ جمالالدین ابواسحق اینجو عبید زاکانیما آن نسیم، کو گذری سوی ما کندما خاک آن رهیم که بر رهگذار اوست
- شمارهٔ ۴ - در مدح رکنالدین عمیدالملک وزیر عبید زاکانینه خواجه تربیتی میکند مرا هرگزنه پادشه نظری سوی این گدا دارد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح جلالالدین شاه شجاع مظفری عبید زاکانیصوفی صفت شکوفه بر آواز عندلیبرقصی بکرد و خرقه سوی باغبان فکند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیرسید موسم نوروز و یمن مقدم اوبه سوی هر دلی از خرمی نشان آورد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیغلام دولت آنم که مست سوی چمنگرفته دست بتی چون نگار میآید
