جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳ نتیجه برای «صد» با فیلتر عبید زاکانی، قصیده · صفحهٔ ۱ از ۲
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیهر امیدی که داری از یزدانده صد و صد هزار خواهد بود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک وزیر عبید زاکانیدارای دهر آصف ثانی عمید ملکای صد هزار حاتم طائی گدای تو
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - در ستایش شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیهم سماک رامحش صد تیر در دل دوختههم شهاب رایتش صد تیر بر مغفر زده
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر عبید زاکانیچو برق تیغ بر اعدای او زبانه زندزبان دوست به صد زینهار بگشایند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید عبید زاکانیبه شاهدان چمن صد هزار لخلخه حوربه دست پیک نسیم بهار بفرستاد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیمیان باغ به صد لب شکوفه میخنددکه سبزه میدمد و گل به بار میآید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیبه صد لباس برآمد سپهر بوقلمونچو صبح را تتق از ساده پرنیان کردند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیتو عین معجز سلطان نگر که با سلطانهرآنکه دعوی عصیان و قصد کفران کرد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در ستایش سلطان معزالدین اویس جلایری عبید زاکانیترکم چو قصد خون دل عاشقان کندز ابرو و غمزه دست به تیر و کمان کند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در مدح جلالالدین شاه شجاع عبید زاکانیقضا به قصد سرش تیغ میکشد ز نیامقدر به کشتن او تیر در کمان دارد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری عبید زاکانیگفت آنچنانکه باز برو رشک میبرندجنات عدن هر نفسی صد هزار بار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - ایضا در مدح شیخ ابواسحاق و ایوانی که او در شیراز میساخت میگوید عبید زاکانیبلبل از شاخ گل به صد دستانمدح سلطان همی کند تکرار
