جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۴۷ نتیجه برای «بدو» با فیلتر قصیده · صفحهٔ ۱ از ۱۳
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ ناصرخسرو قبادیانیخانهٔ تاری است این جهان و بدو دررهگذر دیده نی چو دیدهٔ مور است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ ناصرخسرو قبادیانیراست چو چیزی به دست کرد و قوی گشتگر تو بدو بنگری چو شیر بغرد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ ناصرخسرو قبادیانیچو یافتش مزه ترش و ناخوشوان مغز تلخ باز بدو اندر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ ناصرخسرو قبادیانیای مر تو را گرفته بت خوشزبان زبون،تو خوش بدو سپرده دل مهربان ربون
- شمارهٔ ۱۰ رودکی سمرقندیدیدی تو ریژ و کام بدو اندرون بسیبا ریْدَکان مطرب بودی به فر و زیب
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴ ناصرخسرو قبادیانیحق نیست مگر که حب حیدرخیرات بدو شود محقق
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۱ ناصرخسرو قبادیانیجولاهه گرفت تن تو را ترسمتو غره شدی بدو به جولاهی
- شمارهٔ ۱۸ - مزاح با یکی از وزیران ایرج میرزاعاقبت چشمِ بدِ مردم بدو آسیب زدگرچه بود از چشمها پیوسته مستور ای وزیر
- شمارهٔ ۲۲ جامیچو بر تخت جهانداری نهد پایسرافرازد بدو تاج کیانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ پروین اعتصامیجز بدو نیک تو، چرخ میننویسدنیک و بد خویش را تو باش نگهبان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۰ ناصرخسرو قبادیانیور ساره دادخواه بدو آیدجز خاکسار ازو نرهد ساره
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۶ ناصرخسرو قبادیانیچاهی است جهان ژرف و ما بدو درجوئیم همی تخت و گاه شاهی
