بخش

عذر آوردن مرغان عطار

این بخش از «منطق‌الطیر» عطار است و ۹۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۹۸).

مورد منتشرشده
۹۸
صفحه
۷

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۹۸ مورد · نمایش ۳۳ تا ۴۸)

  1. ۳۳حکایت غافلی که عود می‌سوختعود می‌سوخت آن یکی غافل بسیآخ می‌زد از خوشی آنجا کسیخواندن شعر ‹
  2. ۳۴حکایت دردمندی که از مرگ دوستش پیش شبلی گریه می‌کرددردمندی پیش شبلی می‌گریستشیخ پرسیدش که این گریه ز چیستخواندن شعر ‹
  3. ۳۵حکایت تاجری که از فروختن کنیز خود پشیمان شدتاجری مالی و مِلکی چند داشتیک کنیزک با لبی چون قند داشتخواندن شعر ‹
  4. ۳۶حکایت خسروی که سگ تازی خود را رها کردخسروی می‌رفت در دشت شکارگفت ای سگبان سگ تازی بیارخواندن شعر ‹
  5. ۳۷حکایت حلاج که در دم مرگ روی خود را به خون خود سرخ کردچون شد آن حلاج بر دار آن زمانجز انا الحق می‌نرفتش بر زبانخواندن شعر ‹
  6. ۳۸حکایت جنید که سر پسرش را بریدندمقتدای دین، جنید، آن بحر ژرفیک شبی می‌گفت در بغداد حرفخواندن شعر ‹
  7. ۳۹حکایت مرگ ققنسهست ققنس طرفه مرغی دلستانموضع این مرغ در هندوستانخواندن شعر ‹
  8. ۴۰سوگواری پسری که در مرگ پدرپیش تابوت پدر می‌شد پسراشک می‌بارید و می‌گفت ای پدرخواندن شعر ‹
  9. ۴۱گفتار نایبی در دم مرگنایبی را چون اجل آمد فراززو یکی پرسید کای در عین رازخواندن شعر ‹
  10. ۴۲گفتگوی عیسی با خم آبخورد عیسی آبی از جویی خوش آببود طعم آب خوشتر از جلابخواندن شعر ‹
  11. ۴۳گفتگوی سقراط با شاگردش در دم مرگگفت چون سقراط در نزع اوفتادبود شاگردیش، گفت ای اوستادخواندن شعر ‹
  12. ۴۴راه‌بینی که از دست کسی شربت نمی‌خوردراه بینی بود بس عالی نفسهرگز او شربت نخورد از دست کسخواندن شعر ‹
  13. ۴۵حکایت چاکری که از دست شاه میوهٔ تلخی را با رغبت خوردپادشاهی بود نیکو شیوه‌ایچاکری را داد روزی میوه‌ایخواندن شعر ‹
  14. ۴۶گفتار مردی صوفی از روزگار خودصوفیی را گفت مردی نامدارکای اخی چون می‌گذاری روزگارخواندن شعر ‹
  15. ۴۷حکایت پیرزنی که از شیخ مهنه دعای خوشدلی خواستگفت شیخ مهنه را آن پیرزندلخوشی را هین دعایی ده به منخواندن شعر ‹
  16. ۴۸گفتار جنید دربارهٔ خوشدلیسایلی بنشست در پیش جنیدگفت ای صید خدا، بی هیچ قیدخواندن شعر ‹