اثر
غزلیات بیدل دهلوی
«غزلیات» بیدل دهلوی در این آرشیو ۲٬۸۲۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۲٬۸۲۷).
- مورد منتشرشده
- ۲٬۸۲۷
- صفحه
- ۱۷۷
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱٬۰۲۵غزل شمارهٔ ۱۰۲۵قدح، می بر کف است و شمع، گل در آستین دارددر این محفل عرق میپرورد هر کس جبین داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۲۶غزل شمارهٔ ۱۰۲۶نهال زندگی بالیدنی وحشتکمین داردنفسگر ریشه پیدا میکند ننگ از زمین داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۲۷غزل شمارهٔ ۱۰۲۷دل از وسعت اگر شانی نداردبیابان هم بیابانی نداردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۲۸غزل شمارهٔ ۱۰۲۸عدم زین بیش برهانی نداردوجوب است آنچه امکانی نداردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۲۹غزل شمارهٔ ۱۰۲۹حرص اگر بر عطش غلو داردشرم آبی دگر به جو داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۳۰غزل شمارهٔ ۱۰۳۰پر افشاندهام با اوج عنقا گفتگو داردغبار رفته از خود با ثریا گفتگو داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۳۱غزل شمارهٔ ۱۰۳۱مگو رند از می و زاهد زتقوا گفتگو دارددماغ عشق سرشار است و هرجا گفتگو داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۳۲غزل شمارهٔ ۱۰۳۲این دور، دور حیز است، وضع متین که داردباد و بروت مردی غیر از سرین که داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۳۳غزل شمارهٔ ۱۰۳۳آنجاکه خیالت ز تمناگله دارداندیشه اگر خون نشود حوصله داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۳۴غزل شمارهٔ ۱۰۳۴بییأس دل از هرچه ندارد گله داردناسودن دست تو هزار آبله داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۳۵غزل شمارهٔ ۱۰۳۵هرجا نفسی هست ز هستی گله دارددیوانه و هشیار همین سلسله داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۳۶غزل شمارهٔ ۱۰۳۶از پنبه اگر آتش سوزان گله دارددیوانه هم از خار بیابان گله داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۳۷غزل شمارهٔ ۱۰۳۷از چرخ نه هر ابله و نادانگله داردجای.گله این است که انسان گله داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۳۸غزل شمارهٔ ۱۰۳۸بهار عیش امکان رنگ وحشت دیدهای داردشکفتن چون گل اینجا دامن برچیدهای داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۳۹غزل شمارهٔ ۱۰۳۹نفس را شور دل از عافیت بیگانهای داردز راحت دم مزن زنجیر ما دیوانهای داردخواندن غزل ‹
- ۱٬۰۴۰غزل شمارهٔ ۱۰۴۰نفس زینسان که بر عزم پرافشانی کدی داردغبار رفتنت این دشت آمد آمدی داردخواندن غزل ‹
