اثر
غزلیات بیدل دهلوی
«غزلیات» بیدل دهلوی در این آرشیو ۲٬۸۲۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۲٬۸۲۷).
- مورد منتشرشده
- ۲٬۸۲۷
- صفحه
- ۱۷۷
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۵۱۳غزل شمارهٔ ۵۱۳احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل استهرچه میروید ازین صحرا زبان سایل استخواندن غزل ‹
- ۵۱۴غزل شمارهٔ ۵۱۴الفت تن باعث فکر پریشان دل استدانه صاحب ریشه از آمیزش آب وگل استخواندن غزل ‹
- ۵۱۵غزل شمارهٔ ۵۱۵بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل استگردباد از شور مجنون آشیان بلبل استخواندن غزل ‹
- ۵۱۶غزل شمارهٔ ۵۱۶عالم ایجاد عشرتخانهٔ جزو و کل استدر بهار رنگ هر جا چشم واگردد گل استخواندن غزل ‹
- ۵۱۷غزل شمارهٔ ۵۱۷آگاهی و افسردگی دل چه خیال استتا دانه به خود چشمگشودهست نهال استخواندن غزل ‹
- ۵۱۸غزل شمارهٔ ۵۱۸در وصلم و سیرم بهگریبان خیال استچون آینه پرواز نگاهم ته بال استخواندن غزل ‹
- ۵۱۹غزل شمارهٔ ۵۱۹داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل استناله گر بال کشد گردن مینای دل استخواندن غزل ‹
- ۵۲۰غزل شمارهٔ ۵۲۰صبح این بادیه آشوب تپشهای دل استشامگردی ز جنونتازی سودای دل استخواندن غزل ‹
- ۵۲۱غزل شمارهٔ ۵۲۱چشم بیدار طرب مایهٔ سامانگل استدر نظر خوابت اگر سوخت چراغانگل استخواندن غزل ‹
- ۵۲۲غزل شمارهٔ ۵۲۲خندهصبحیستکه در بندگریبانگل استعیش موجیستکه سرگشتهٔ توفانگل استخواندن غزل ‹
- ۵۲۳غزل شمارهٔ ۵۲۳بسکه بیقدری دلیل دستگاه عالم استچون پر طاووس یکعالم نگینبیخاتم استخواندن غزل ‹
- ۵۲۴غزل شمارهٔ ۵۲۴در خیالآباد راحت آگهی نامحرم استجلوهننماید بهشت آنجاکه جنسآدم استخواندن غزل ‹
- ۵۲۵غزل شمارهٔ ۵۲۵در سیرگاه امر تحیر مقدم استآیینهشخص و صورت اینشخص مبهم استخواندن غزل ‹
- ۵۲۶غزل شمارهٔ ۵۲۶شوکت شاهیام از فیض جنون در قدم استچشم زخمی نرسد آبله هم جامجم استخواندن غزل ‹
- ۵۲۷غزل شمارهٔ ۵۲۷عمریست به حیرت نفسِ سوخته رام استاین مستی آسوده ندانم ز چه جام استخواندن غزل ‹
- ۵۲۸غزل شمارهٔ ۵۲۸اگر می نیست جمعیتکدام استکمند وحدت اینجا دور جام استخواندن غزل ‹
