بخش
متفرقات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶۸۳ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۸۳
- صفحه
- ۴۳
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۸۶شمارهٔ ۳۸۶دل به خال تو عبث چشم طمع دوخته بودمشک این نافه سراسر جگر سوخته بودخواندن شعر ‹
- ۳۸۷شمارهٔ ۳۸۷می خرامید و صبوح از می بی غش زده بودلاله ای بود که سر از دل آتش زده بودخواندن شعر ‹
- ۳۸۸شمارهٔ ۳۸۸پیش ازین سینه ام از چاک گلستانی بودهر شکاف از دل چاکم لب خندانی بودخواندن شعر ‹
- ۳۸۹شمارهٔ ۳۸۹(چشمت که راه توبه احباب می زندساغر به طاق ابروی محراب می زند)خواندن شعر ‹
- ۳۹۰شمارهٔ ۳۹۰چون لاله هر که باده حمرا نمی زندجوش نشاط چون خم صهبا نمی زندخواندن شعر ‹
- ۳۹۱شمارهٔ ۳۹۱دم گرچه پیش آینه عالم نمیزندآیینه پیش عارض او دم نمیزندخواندن شعر ‹
- ۳۹۲شمارهٔ ۳۹۲ماه از حجاب روی تو پروین عرق کندآیینه را شکوه جمال تو شق کندخواندن شعر ‹
- ۳۹۳شمارهٔ ۳۹۳تا چند رخ ز باده کسی لاله گون کند؟تا کی کسی شناه به دریای خون کند؟خواندن شعر ‹
- ۳۹۴شمارهٔ ۳۹۴چندان که ممکن است کسی مردمی کنددم را چرا علم کند و کژدمی کند؟خواندن شعر ‹
- ۳۹۵شمارهٔ ۳۹۵اول به ظالمان اثر ظلم می رسدپیش از هدف همیشه کمان ناله می کندخواندن شعر ‹
- ۳۹۶شمارهٔ ۳۹۶در خشت خم به چشم حقارت نظر مکنخورشید ساغر از لب این بام شد بلندخواندن شعر ‹
- ۳۹۷شمارهٔ ۳۹۷این ناقصان که فخر به انساب می کنندپس پس سفر چو طفل رسن تاب می کنندخواندن شعر ‹
- ۳۹۸شمارهٔ ۳۹۸تیر از فراق شست تو می کرد ناله دوش؟یا بال عندلیب پر این خدنگ بودخواندن شعر ‹
- ۳۹۹شمارهٔ ۳۹۹مژگان من ز اشک دمی بی گهر نبوداین شاخ بی شکوفه لخت جگر نبودخواندن شعر ‹
- ۴۰۰شمارهٔ ۴۰۰خطت ز پیش چشم سوادم نمی روددلسوزی رخ تو ز یادم نمی رودخواندن شعر ‹
- ۴۰۱شمارهٔ ۴۰۱(هرگه لبت به خنده تبسم ادا شودهر عضو من چو برگ گل از هم جدا شود)خواندن شعر ‹
