بخش
متفرقات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶۸۳ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۸۳
- صفحه
- ۴۳
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۴۸۲شمارهٔ ۴۸۲از عشق اگر لاف زنی دشمن کین باشبا بخت سیه همچو سیاهی و نگین باشخواندن شعر ‹
- ۴۸۳شمارهٔ ۴۸۳خطی که دمید گرد رخسارششد پرده گلیم چشم عیارشخواندن شعر ‹
- ۴۸۴شمارهٔ ۴۸۴تیغی که غمزه تو کند سایه پرورشابریشم بریده شود زلف جوهرشخواندن شعر ‹
- ۴۸۵شمارهٔ ۴۸۵در گرد خط نهان شد روی عرق فشانشخط غبار گردید دیوار گلستانشخواندن شعر ‹
- ۴۸۶شمارهٔ ۴۸۶هر که پیش از مرگ مرد از یک جهان غم شد خلاصهر که بیرون رفت از عالم، ز عالم شد خلاصخواندن شعر ‹
- ۴۸۷شمارهٔ ۴۸۷لاله آتش زبان افروخت در گلشن چراغبعد ازین در خواب بیند دیده روشن چراغخواندن شعر ‹
- ۴۸۸شمارهٔ ۴۸۸هر کس که چون صدف دهن خویش کرد پاکلبریز می شود ز گهرهای تابناکخواندن شعر ‹
- ۴۸۹شمارهٔ ۴۸۹زلفت ز کجا و ز کجا سلسله مشکیک تار ز زلف تو و صد قافله مشکخواندن شعر ‹
- ۴۹۰شمارهٔ ۴۹۰بازآ که بی تو رنگ نیاید به روی گلدر جیب غنچه زنگ برآورد بوی گلخواندن شعر ‹
- ۴۹۱شمارهٔ ۴۹۱گرچه زنگ خاطر تن پروران چون روزه امصیقل آیینه روحانیان چون روزه امخواندن شعر ‹
- ۴۹۲شمارهٔ ۴۹۲میتراود وحشت از بوم و بر کاشانهامدارد از چشم غزالان حلقه در خانهامخواندن شعر ‹
- ۴۹۳شمارهٔ ۴۹۳دیده از صورتپرستی بسته بود آیینهامنوخطی دیدم که بازی کرد دل در سینهامخواندن شعر ‹
- ۴۹۴شمارهٔ ۴۹۴من که بودم رونق کوی خرابات، این زمانآفتاب شنبه و ابر شب آدینه امخواندن شعر ‹
- ۴۹۵شمارهٔ ۴۹۵جلوهای مستانه زان گلگونقبا میخواستمزان گلستان یک نسیم آشنا میخواستمخواندن شعر ‹
- ۴۹۶شمارهٔ ۴۹۶چند زور آرد جنون بر من، گریبان نیستمچند بی تابی کنم، آه غریبان نیستمخواندن شعر ‹
- ۴۹۷شمارهٔ ۴۹۷تیغ کوه همتم، دامن ز صحرا می کشممی روم تا اوج استغنا، دگر وا می کشمخواندن شعر ‹
