بخش
متفرقات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶۸۳ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۸۳
- صفحه
- ۴۳
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۲۹شمارهٔ ۱۲۹اندیشه ز مستی نکند هر که شرابی استکآبادی این طایفه موقوف خرابی استخواندن شعر ‹
- ۱۳۰شمارهٔ ۱۳۰ارباب همم را چه غم از بی پر و بالی است؟بال و پر این طایفه از همت عالی استخواندن شعر ‹
- ۱۳۱شمارهٔ ۱۳۱جز گوشه میخانه مرا جای دگر نیستچون خم ز خرابات مرا پای سفر نیستخواندن شعر ‹
- ۱۳۲شمارهٔ ۱۳۲جز نام تو بر لوح دلم هیچ رقم نیستدر نامه ما یک سر مو سهو قلم نیستخواندن شعر ‹
- ۱۳۳شمارهٔ ۱۳۳ارباب حیا را لب نانی ز جهان نیستروزی ز دل خود خورد آن را که زبان نیستخواندن شعر ‹
- ۱۳۴شمارهٔ ۱۳۴در چشم و دل پاک ز دنیا خبری نیستدر عالم حیرت ز تماشا خبری نیستخواندن شعر ‹
- ۱۳۵شمارهٔ ۱۳۵هر کس طمع روی دل از مردم خس داشتامید شکرخند گل از چاک قفس داشتخواندن شعر ‹
- ۱۳۶شمارهٔ ۱۳۶زاهدان را گوشه خلوت بس استعارفان را نشأه وحدت بس استخواندن شعر ‹
- ۱۳۷شمارهٔ ۱۳۷ای دل بی درد، آزادی بس استاین همه آزار ما دادی بس استخواندن شعر ‹
- ۱۳۸شمارهٔ ۱۳۸در چشم پاکبازان آن دلنواز پیداستآیینه صاف چون شد آیینه ساز پیداستخواندن شعر ‹
- ۱۳۹شمارهٔ ۱۳۹سرکشم ز ابر بهاری گذشته استشراب من از خوشگواری گذشته استخواندن شعر ‹
- ۱۴۰شمارهٔ ۱۴۰غم پوشش برونم را گرفته استخیال نان درونم را گرفته استخواندن شعر ‹
- ۱۴۱شمارهٔ ۱۴۱ای که گفتی نگاه خیره توپرده شرم از میان برداشت:خواندن شعر ‹
- ۱۴۲شمارهٔ ۱۴۲زهرست بی تبسم شیرین شراب تلخبا بخت شور چند توان خورد آب تلخخواندن شعر ‹
- ۱۴۳شمارهٔ ۱۴۳شنیدم آنقدر از دوستان تلخکه شد شیرینی جان در دهان تلخخواندن شعر ‹
- ۱۴۴شمارهٔ ۱۴۴زلف مشکین تو سر در دامن محشر نهادخط گستاخ تو لب را بر لب کوثر نهادخواندن شعر ‹
