بخش
متفرقات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶۸۳ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۸۳
- صفحه
- ۴۳
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۴۱۸شمارهٔ ۴۱۸گفتار او غم از دل ناکام می برداین قند سوده تلخی بادام می بردخواندن شعر ‹
- ۴۱۹شمارهٔ ۴۱۹تا چند ناگواری از اندازه بگذرد؟اوقات در شکنجه خمیازه بگذردخواندن شعر ‹
- ۴۲۰شمارهٔ ۴۲۰تنها نه کار من به نگاه نخست کردهر کس که دید جلوه او پای سست کردخواندن شعر ‹
- ۴۲۱شمارهٔ ۴۲۱کی دیدمش که گریه سر حرف وا نکرد؟رنگ شکسته راز دلم برملا نکردخواندن شعر ‹
- ۴۲۲شمارهٔ ۴۲۲تا عشق هست ناله به فریاد می رسدتا هست آتشی مدد باد می رسدخواندن شعر ‹
- ۴۲۳شمارهٔ ۴۲۳جان چون کمال یافت به جانانه می رسدانگور چون رسید به میخانه می رسدخواندن شعر ‹
- ۴۲۴شمارهٔ ۴۲۴از بس ادب که یافت دل ما ادیب شدبیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شدخواندن شعر ‹
- ۴۲۵شمارهٔ ۴۲۵آخر غبار خط تو گرد کساد شدجوهر به چشم آینه موی زیاد شدخواندن شعر ‹
- ۴۲۶شمارهٔ ۴۲۶خالش بلای جان ز خط مشکبار شدپرهیز ازان ستاره که دنباله دار شدخواندن شعر ‹
- ۴۲۷شمارهٔ ۴۲۷بال و پر محیط ز موج آشکاره شدگردد یکی هزار چو دل پاره پاره شدخواندن شعر ‹
- ۴۲۸شمارهٔ ۴۲۸آثار عشق در دل چون سنگ من نمانددر بیستون من اثر از کوهکن نماندخواندن شعر ‹
- ۴۲۹شمارهٔ ۴۲۹گردنکشی مکن که ضعیفان به آه سرددیهیم نخوت از سر قیصر گرفته اندخواندن شعر ‹
- ۴۳۰شمارهٔ ۴۳۰مردم ز حد خویش برون پا نهادهاندراه هزار تفرقه بر خود گشادهاندخواندن شعر ‹
- ۴۳۱شمارهٔ ۴۳۱روشندلان که آینه جان زدوده انداز روی حشر پرده هم اینجا گشوده اندخواندن شعر ‹
- ۴۳۲شمارهٔ ۴۳۲این ریش پروران که گرفتار شانه اندغافل که صد خدنگ بلا را نشانه اندخواندن شعر ‹
- ۴۳۳شمارهٔ ۴۳۳جوش سخن من بود از جذبه مردانهر خام مرا بر سر گفتار نیاردخواندن شعر ‹
