بخش
متفرقات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶۸۳ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۸۳
- صفحه
- ۴۳
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۳۸شمارهٔ ۳۳۸رام عاشق نشدن، کام زلیخا دادنهمه از یوسف بازاری ما می آیدخواندن شعر ‹
- ۳۳۹شمارهٔ ۳۳۹سخنی کز دهن تنگ تو برمیآیدراز غیب است که از پرده به در میآیدخواندن شعر ‹
- ۳۴۰شمارهٔ ۳۴۰خون به جوشم ز خط غالیهگون میآیداین بهاری است کز او بوی جنون میآیدخواندن شعر ‹
- ۳۴۱شمارهٔ ۳۴۱مگر از ناله بلبل دل ما بگشایدورنه پیداست چه از باد صبا بگشایدخواندن شعر ‹
- ۳۴۲شمارهٔ ۳۴۲گلی از عیش نچیدم که ملالی نرسیدخاری از پا نکشیدم که به چشمم نخلیدخواندن شعر ‹
- ۳۴۳شمارهٔ ۳۴۳دو دل شوم چو به زلفش مرا نگاه افتدچو رهروی که رهش بر سر دو راه افتدخواندن شعر ‹
- ۳۴۴شمارهٔ ۳۴۴کجا دماغ تو گرم از شراب میگردد؟که می ز شرم نگاه تو آب میگرددخواندن شعر ‹
- ۳۴۵شمارهٔ ۳۴۵درین ریاض کسی خوشه اش دو سر داردکه غیر اشک دگر دانه ای نمی کاردخواندن شعر ‹
- ۳۴۶شمارهٔ ۳۴۶کسی که کاوش عشقی درون خود داردهمیشه باده لعلی ز خون خود داردخواندن شعر ‹
- ۳۴۷شمارهٔ ۳۴۷چو دست خود به دعا می پرست برداردبه باغ گریه کنان تاک دست برداردخواندن شعر ‹
- ۳۴۸شمارهٔ ۳۴۸لبش به ظاهر اگر حرف شکرین داردز خط سبز همان زهر در نگین داردخواندن شعر ‹
- ۳۴۹شمارهٔ ۳۴۹شراب روز دل لاله را سیه داردچه حاجت است به شاهد سخن چو ته داردخواندن شعر ‹
- ۳۵۰شمارهٔ ۳۵۰ز خط صفا لب میگون یار پیدا کردبهار نشأه این باده را دوبالا کردخواندن شعر ‹
- ۳۵۱شمارهٔ ۳۵۱به حسن، خیرگی ما چه می تواند کرد؟به آفتاب، تماشا چه می تواند کرد؟خواندن شعر ‹
- ۳۵۲شمارهٔ ۳۵۲به آه سرد دل خود دو نیم باید کردچو غنچه خنده به روی نسیم باید کردخواندن شعر ‹
- ۳۵۳شمارهٔ ۳۵۳ز سرنوشت قضا احتراز نتوان کردگره به ناخن از ابروی باز نتوان کردخواندن شعر ‹
