بخش
متفرقات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶۸۳ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۸۳
- صفحه
- ۴۳
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۹۷شمارهٔ ۹۷پیش ارباب خرد رسم تکلف باب استدر خرابات مغان ترک ادب آداب استخواندن شعر ‹
- ۹۸شمارهٔ ۹۸پیش اشکم که خروشنده تر از سیلاب استبحر را مهر خموشی به لب از گرداب استخواندن شعر ‹
- ۹۹شمارهٔ ۹۹چشمت از گوشه میخانه بلاخیزترستپسته تنگ تو از بوسه شکرریزترستخواندن شعر ‹
- ۱۰۰شمارهٔ ۱۰۰در شکست دل ما سعی نه از تدبیرستپشت این لشکر آگاه، دم شمشیرستخواندن شعر ‹
- ۱۰۱شمارهٔ ۱۰۱فکر دنیای دنی کار خدانشناس استهر چه در دل گذرد غیر خدا وسواس استخواندن شعر ‹
- ۱۰۲شمارهٔ ۱۰۲چاره خاک نشینان به قضا ساختن استپیش شمشیر حوادث سپر انداختن استخواندن شعر ‹
- ۱۰۳شمارهٔ ۱۰۳تا به کام است فلک، خار گل پیرهن استبخت تا سبز بود ساحت گلخن چمن استخواندن شعر ‹
- ۱۰۴شمارهٔ ۱۰۴شور دریای وجود از سر پرشور من استرقص مینای فلک از می پرزور من استخواندن شعر ‹
- ۱۰۵شمارهٔ ۱۰۵اشک از گرمی آه دل من گلگون استطره آه من از سلسله مجنون استخواندن شعر ‹
- ۱۰۶شمارهٔ ۱۰۶نامه لاله که داغ جگرش مضمون استچشم بر راه قبول نظر مجنون استخواندن شعر ‹
- ۱۰۷شمارهٔ ۱۰۷یک سر زلف تو در چین و یکی ماچین استچشم بد دور ازان ملک که حدش این استخواندن شعر ‹
- ۱۰۸شمارهٔ ۱۰۸روزگاری است که پایم ز چمن کوتاه استدست امیدم ازان سیب ذقن کوتاه استخواندن شعر ‹
- ۱۰۹شمارهٔ ۱۰۹اشک خالی کن دلهای غم اندوخته استسخن سرد نسیم جگر سوخته استخواندن شعر ‹
- ۱۱۰شمارهٔ ۱۱۰راحت و محنت عالم به هم آمیخته استگوهر تجربه در خاک سفر ریخته استخواندن شعر ‹
- ۱۱۱شمارهٔ ۱۱۱دل هر کس که مسلم ز علایق رسته استچون سپندی است که از آتش سوزان جسته استخواندن شعر ‹
- ۱۱۲شمارهٔ ۱۱۲جوش سودا ز سرم عقل گرانبار گرفتاین چنین گل نتوان از سر دستار گرفتخواندن شعر ‹
