بخش

متفرقات صائب

این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶۸۳ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۶۸۳
صفحه
۴۳

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۰ وزن)

اشعار (۶۸۳ مورد · نمایش ۳۵۳ تا ۳۶۸)

  1. ۳۵۴شمارهٔ ۳۵۴سخن چو هر دو لب او به یکدگر می خوردچو رشته غوطه به سرچشمه گهر می خوردخواندن شعر ‹
  2. ۳۵۵شمارهٔ ۳۵۵سبکروی به صف دشمنان شبیخون زدکه نعل سیر به گلگون عزم وارون زدخواندن شعر ‹
  3. ۳۵۶شمارهٔ ۳۵۶چو شبنم آن که دل خویش با صفا سازدز گرد بالش خورشید متکا سازدخواندن شعر ‹
  4. ۳۵۷شمارهٔ ۳۵۷غریب کوی تو در هر کجا وطن سازدز پاره های دل آن خاک را یمن سازدخواندن شعر ‹
  5. ۳۵۸شمارهٔ ۳۵۸دل رمیده به این خاکدان نمی سازدبه هیچ وجه شرر با دخان نمی سازدخواندن شعر ‹
  6. ۳۵۹شمارهٔ ۳۵۹غبار خط چو به عزم نبرد می خیزدز آب چشمه خورشید گرد می خیزدخواندن شعر ‹
  7. ۳۶۰شمارهٔ ۳۶۰به دل علاقه نداریم تا به جان چه رسدگذشته ایم ز خود تا به دیگران چه رسدخواندن شعر ‹
  8. ۳۶۱شمارهٔ ۳۶۱مس وجود مرا درد کیمیا باشدطلای بی غش من درد بی دوا باشدخواندن شعر ‹
  9. ۳۶۲شمارهٔ ۳۶۲شکسته بند قناعت مرا دهان بسته استهمانیم که مرادم ز استخوان باشدخواندن شعر ‹
  10. ۳۶۳شمارهٔ ۳۶۳کجا به سیر چمن با رخ گشاده نشدکه گل ز شاخ به تعظیم او پیاده نشدخواندن شعر ‹
  11. ۳۶۴شمارهٔ ۳۶۴رخ تو روی نگاه از پری بگرداندعنان دل ز بت آزری بگرداندخواندن شعر ‹
  12. ۳۶۵شمارهٔ ۳۶۵سحر که پرده ز رخ گلرخان براندازند( ) زلزله در ملک خاور اندازندخواندن شعر ‹
  13. ۳۶۶شمارهٔ ۳۶۶درست سازد اگر شیشه شیشه گر شکندخوشم که عشق دلم را به یکدگر شکندخواندن شعر ‹
  14. ۳۶۷شمارهٔ ۳۶۷دلاوران که صف کارزار می شکنندبه خون گرم من اول خمار می شکنندخواندن شعر ‹
  15. ۳۶۸شمارهٔ ۳۶۸ترا که چتر زراندود آفتاب بودهلال عید به اندازه رکاب بودخواندن شعر ‹
  16. ۳۶۹شمارهٔ ۳۶۹ز هر نهال به قد سرو اگر زیاده بودنظر به قامت رعنای او پیاده بودخواندن شعر ‹