بخش
متفرقات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶۸۳ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۸۳
- صفحه
- ۴۳
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲۱۰شمارهٔ ۲۱۰رفت ایام جوانی، شوق در جانم نماندهایهوی عندلیبان در گلستانم نماندخواندن شعر ‹
- ۲۱۱شمارهٔ ۲۱۱روز قسمت چون ادا فهمی به ابرو داده انددلربایی را به آن چشم سخنگو داده اندخواندن شعر ‹
- ۲۱۲شمارهٔ ۲۱۲وقت جمعی خوش که تخمی در ته گل کردهاندخاطر خود جمع از امید حاصل کردهاندخواندن شعر ‹
- ۲۱۳شمارهٔ ۲۱۳فتنه و آشوب از هرسو به من رو کردهاندتا دگر چشمان پرکارش چه جادو کردهاندخواندن شعر ‹
- ۲۱۴شمارهٔ ۲۱۴زهر در پیمانه کردم انگبین پنداشتندخون دل خوردم شراب آتشین پنداشتندخواندن شعر ‹
- ۲۱۵شمارهٔ ۲۱۵نغمه و گفتار خوش ارواح را بال و پرندگر به صورت رهزنند اما به معنی رهبرندخواندن شعر ‹
- ۲۱۶شمارهٔ ۲۱۶پنبه از بی طالعی ناخن به داغم می زندپرده فانوس، دامن بر چراغم می زندخواندن شعر ‹
- ۲۱۷شمارهٔ ۲۱۷ناله ام ناخن به داغ عندلیبان می زندگریه گرم من آتش در گلستان می زندخواندن شعر ‹
- ۲۱۸شمارهٔ ۲۱۸روز روشن آه ما بر قلب گردون می زندعاجزست آن کس که بر دشمن شبیخون می زندخواندن شعر ‹
- ۲۱۹شمارهٔ ۲۱۹اهل دعوی خط به حرف اهل معنی می کشنداین سگان با آهوان گردن به دعوی می کشندخواندن شعر ‹
- ۲۲۰شمارهٔ ۲۲۰گه لب لعلش دهد دشنام و گه تحسین کندهر نفس خود را به رنگی در دلم شیرین کندخواندن شعر ‹
- ۲۲۱شمارهٔ ۲۲۱می گذارد کفش هر کس پیش پای میهماندر لباس خدمت اظهار ملالت می کندخواندن شعر ‹
- ۲۲۲شمارهٔ ۲۲۲روح را با تن شکمپرور برابر میکندبادبان را کشتی پربار لنگر میکندخواندن شعر ‹
- ۲۲۳شمارهٔ ۲۲۳میان نور و ظلمت عالمی دارم، نمی دانمکه شامم صبح یا صبح امیدم شام می گرددخواندن شعر ‹
- ۲۲۴شمارهٔ ۲۲۴ز عشق افزون تمنای دل خودکام می گرددز خورشید قیامت این ثمرها خام می گرددخواندن شعر ‹
- ۲۲۵شمارهٔ ۲۲۵کدامین سینه مجروح مهمان تو می گردد؟که شور حشر بر گرد نمکدان تو می گرددخواندن شعر ‹
