بخش

متفرقات صائب

این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶۸۳ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۶۸۳
صفحه
۴۳

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۰ وزن)

اشعار (۶۸۳ مورد · نمایش ۶۵ تا ۸۰)

  1. ۶۵شمارهٔ ۶۵(از رحم بر زمین نزد آسمان مرادارد بپا برای نشان این کمان مرا)خواندن شعر ‹
  2. ۶۶شمارهٔ ۶۶کو عشق تا به هم شکند هستی مرا؟ظاهر کند به عالمیان پستی مراخواندن شعر ‹
  3. ۶۷شمارهٔ ۶۷عیدست مرگ دست به هستی فشانده راپروای باد نیست چراغ نشانده راخواندن شعر ‹
  4. ۶۸شمارهٔ ۶۸مجنون کند فریب نگاهت غزاله رابوی خوش تو تازه کند داغ لاله راخواندن شعر ‹
  5. ۶۹شمارهٔ ۶۹غم روزی نخورد هر که دلش آزاده استروزی اهل تو کل همه جا آماده استخواندن شعر ‹
  6. ۷۰شمارهٔ ۷۰آن که صد شیوه به آن چشم سخنگو داده استچه اداها که به آن گوشه ابرو داده استخواندن شعر ‹
  7. ۷۱شمارهٔ ۷۱لعل سیراب تو ترخنده به صهبا زده استنگهت زهر به سرچشمه مینا زده استخواندن شعر ‹
  8. ۷۲شمارهٔ ۷۲سبزه خط تو راه دل آگاه زده استاین چه خضرست ندانم که مرا راه زده استخواندن شعر ‹
  9. ۷۳شمارهٔ ۷۳داغ مشکینم که ناف لاله ها را سوخته استاز تب غیرت گل خورشید را افروخته استخواندن شعر ‹
  10. ۷۴شمارهٔ ۷۴در غلط می افکند هر دم سپند بزم راعکس رخسارت ز بس آیینه را افروخته استخواندن شعر ‹
  11. ۷۵شمارهٔ ۷۵دل به دام زلف آن مشکین کمند افتاده استمرغ بی بال و پری در کوچه بند افتاده استخواندن شعر ‹
  12. ۷۶شمارهٔ ۷۶بخت ما چون بیدمجنون سرنگون افتاده استهمچو داغ لاله نان ما به خون افتاده استخواندن شعر ‹
  13. ۷۷شمارهٔ ۷۷تا خیال عارضش در دیده مأوا کرده استگریه خونها خورده تا در چشم من جا کرده استخواندن شعر ‹
  14. ۷۸شمارهٔ ۷۸بر سر گردون گل انجم سرشک ما زده استباده گلرنگ ما گل بر سر مینا زده استخواندن شعر ‹
  15. ۷۹شمارهٔ ۷۹از خمار خواب خوش یوسف به زندان آمده استبد نبیند هر که خواب او پریشان آمده استخواندن شعر ‹
  16. ۸۰شمارهٔ ۸۰گل ز تیغ غمزه‌اش در خاک و خون غلتیده استچشم خورشید از غبار خط او ترسیده استخواندن شعر ‹