جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱٬۰۲۹ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۲ - در مدح سلطان اویس جلایری عبید زاکانیشاهی به عدل و داد به آئین و رای توهرگز کسی ندیده نه هرگز شنیدهاند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیز آسمان چو نشان شفق پدید آمدکنار کوه پر از تازه ارغوان کردند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیبه هیچ دور چنین تاج بخش چشم فلکندید اگرچه بسی گرد خاک دوران کرد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک عبید زاکانیصاحبا شاهد شد سرمهٔ چشم افلاکخاک پای تو که در دیدهٔ ما جا دارد
- بخش ۲۰ - وصف بهار عبید زاکانینسیم صبحدم جان تازه میکردخرد میدید و ایمان تازه میکرد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ ناصرخسرو قبادیانیای گشته جهان و دیده دامش راصد بار خریده مر دلامش را
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ ناصرخسرو قبادیانیمردم که سخن گوید زان است که داردعقلی که پدید آرد برهان و بیان را
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ ناصرخسرو قبادیانیمحال است این طمع هیهات هیهاتکس دیدی که دادش داد خرداد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ ناصرخسرو قبادیانیهر که به شمع خرد ندید رهتپیش تو مدهوش گشت و شمعون شد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۶ ناصرخسرو قبادیانیکسی کز کردگار خویش از این سان قیمتی بایدسزد گر در دو دیدهٔ خویش تخم شکر او کارد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۱ ناصرخسرو قبادیانیدر باغ پدید آمد مینوی خداوندبندیش و مقر آی به یزدان و به مینوش
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۵ ناصرخسرو قبادیانیمن به اندک زمان بسی دیدماین چنین هایهای و لنگالنگ
