جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۱۱۲ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۵۰ سعدی شیرازیکه شنیدی که برانگیخت سمند غم عشقکه نه اندر عقبش گَرد ندامت برخاست
- غزل شمارهٔ ۵۱ سعدی شیرازیهر قضایی سببی دارد و من در غم دوست،اجلم میکشد و درد فراقش سبب است
- غزل شمارهٔ ۵۳ سعدی شیرازیترسم تو به سِحرِ غمزه یک روزدعوی بکنی که معجزات است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در ستایش سعدی شیرازیدعای زندهدلانت بلا بگرداندغم رعیت و درویش بردهد شادی
- غزل شمارهٔ ۶۰ سعدی شیرازیگرفتم از غم دل راه بوستان گیرمکدام سرو به بالای دوست مانندست؟
- غزل شمارهٔ ۶۴ سعدی شیرازیهاون از یار جفا بیند و تسلیم شودتو چه یاری که چو دیگ از غم دل جوش کنی
- غزل شمارهٔ ۷۵ سعدی شیرازیغم شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت«این شادی کسی که در این دور خُرم است»
- غزل شمارهٔ ۹۰ سعدی شیرازیبر من که دلم چو شمع یکتاستپیراهن غم چو شمع دَهتوست
- غزل شمارهٔ ۹۷ سعدی شیرازیاز دل برون شو ای غم دنیا و آخرتیا خانه جای رَخْت بُوَد یا مجال دوست
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ سعدی شیرازیغم تو دست برآورد و خون چشمم ریختمکن که دست برآرم به ربنا ای دوست
- غزل شمارهٔ ۱۰۵ سعدی شیرازیآب حیات من است خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست
- غزل شمارهٔ ۱۰۶ سعدی شیرازیناچار هر که دل به غم روی دوست دادکارش به هم برآمده باشد چو موی دوست
