جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۱۱۹ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۴ جلال الدین محمد مولویآمد چنگی بنوازید تارجست ز خواب آن دل بیتار و پود
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۶ جلال الدین محمد مولویعشق مرا بر همگان برگزیدآمد و مستانه رخم را گزید
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۷ جلال الدین محمد مولویتا کی ز شب زنگی بر عقل بود تنگیشاهنشه صبح آمد زد بر سر او خنجر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۱ جلال الدین محمد مولویمس باز به خویش آمد نوشش همه نیش آمدتا باز به پیش آمد اکسیرگر اشهر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۲ جلال الدین محمد مولویاین جمله فرمانها از بهر قدر آمدای جبری غافل تو از لذت کار آخر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۹ جلال الدین محمد مولویرها کن این سخنها را ندا کنبه مخموران که آمد شاه خمار
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۲ جلال الدین محمد مولویدلو گردون چو از آن آب حیات آمد پرشود آن سنبله خشک از او گوهربار
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۶ جلال الدین محمد مولویرحمش آمد شربت وصلم بدادیافت یک یک موی من جانی دگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۷ جلال الدین محمد مولویتیر پرانست از چشم بدانخلوت آمد تیر ایشان را سپر
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۴ جلال الدین محمد مولویآن چشم احول آمد در گام اول آمدکو گفت اولی را ثانی و چیز دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۳ جلال الدین محمد مولویخیز که جان آمدست جان و جهان آمده استدست زنان آمدست ای دل دستی برآر
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۹ جلال الدین محمد مولویبه روی آینه بنگر که از سفر آمدصفا نگر تو به رویش از آن غبار سفر
