جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۱۸ از ۱٬۶۳۸
- شمارهٔ ۲۷۳ خاقانی شروانیزاد ره هیچ ندانیم چه تدبیر کنیمسفری دور و دراز است ولی بیخبریم
- غزل شمارهٔ ۲۸۱ خاقانی شروانیدود آهم دوش بابِل را حبش کرده است از آنکغارت هاروتیان شد زهرهٔ زهرای من
- غزل شمارهٔ ۲۸۲ خاقانی شروانیرسم ترکان است خون خوردن ز روی دوستیخون من خورد و ندید از دوستی در روی من
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ خاقانی شروانیاز عشق دوست بین که چه آمد به روی منکز غم مرا بکشت و نیازرد موی من
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ خاقانی شروانیاز عتاب دوستان چون سایه نتوان دررمیدجان فشاندن باید و چون سایه بیجان آمدن
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ خاقانی شروانییک جام نخستِ تو بربود مرا از مناز جام دوم کم کن نیمی که تمام است آن
- غزل شمارهٔ ۲۸۸ خاقانی شروانیخار راه خود منم خود را ز خود فارغ کنمتا دوئی یکسو شود هم من تو گردم هم تو من
- شمارهٔ ۲۹۱ - در تعریض بر بُندار رازی خاقانی شروانیچونان که جو ز گندم دور است از قیاسشعرش به شعر من به قیاس است همچنین
- شمارهٔ ۲۹۲ خاقانی شروانیشاهد دوست کهش افتاد جهاندر برش تنگ نگیرم پس از این
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ خاقانی شروانیآخر چه خون کرد این دلم کامد به ناخن خون اوهم ناخنی کمتر نگشت اندوه روز افزون او
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ خاقانی شروانیخون خوری ترکانه کاین از دوستی استخون مخور، ترکی مکن، تازان مشو
- غزل شمارهٔ ۲۹۹ خاقانی شروانیاز دلت ترسم به گاه صلح از آنکسر به شکر میبرد جادوی تو
