جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۳۴۵ از ۱٬۵۰۱
- بخش ۱ - سرآغاز جلال الدین محمد مولویمن به هر جمعیّتی نالان شدمجفت بدحالان و خوشحالان شدم
- بخش ۷۶ - فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص صاحبخانه را که نزدیک آمده بود که دزد را دریابد و بگیرد جلال الدین محمد مولویگفت باشد کان طرف دزدی بودگر نگردم زود این بر من رود
- پانزدهم جلال الدین محمد مولویتا بردمد ز سینه و پهنای این زمینآن سبزهای نادر و گلهای پرنگار
- بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری جلال الدین محمد مولویاهل صیقل رستهاند از بوی و رنگهر دمی بینند خوبی بی درنگ
- بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا میکرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج جلال الدین محمد مولویهیچ کس را خود ز آدم تا کنونکی بدست آواز صد چون ارغنون
- بخش ۳۳ - عکس تعظیم پیغام سلیمان در دل بلقیس از صورت حقیر هدهد جلال الدین محمد مولویخاک آدم چونک شد چالاک حقپیش خاکش سر نهند املاک حق
- بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه جلال الدین محمد مولویبر عدمها کان ندارد چشم و گوشچون فسون خوانَد همی آید به جوش
- بخش ۱۹۳ - عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار میآید هنری نورزیده است کی در آن بازار بکار آید آنجا خود را به عوام یکسان میبیند جلال الدین محمد مولوییا عدم دیدست غیر این جهاندر عدم نادیده او حشری نهان
- بخش ۵۱ - جواب گفتن آن قاضی صوفی را جلال الدین محمد مولویاندرینجا آفتاب انوریخدمت ذره کند چون چاکری
- بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن جلال الدین محمد مولویپشت او خم گشت همچون پشت خُمابروان بر چشم همچون پالْدُم
- بخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنج جلال الدین محمد مولویاسجدوا لادم ندا آمد همیکه آدمید و خویش بینیدش دمی
- سیپنجم جلال الدین محمد مولویبدیدم عشق خونی را فتادهبه خاک و خون بگفتم: « چون فتادی؟ »
