جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۵۰۴ از ۱٬۶۳۸
- شمارهٔ ۶۰ - در شکایت از روزگار خاقانی شروانیبه فلک تخته در ندوختهاندچشم خورشید بر ندوختهاند
- شمارهٔ ۷۱ - در توصیف قصر صفوة الدین بانوی منوچهر شروان شاه خاقانی شروانیآسمان را دوال گاو زمیناز پی شیب تازیانهٔ اوست
- شمارهٔ ۷۶ - در مدح شروان شاه خاقانی شروانیآوازِ الغریق به گردون رسید از آنکجانم غریقِ همّتِ گردونسوارِ توست
- شمارهٔ ۷۸ - ایضا در مرثیهٔ خانوادهٔ خود خاقانی شروانیگنج عزیز است عمر آه که گردوننقب به گنج عزیز خوار برافکند
- غزل شمارهٔ ۸۱ خاقانی شروانیتو دود برکُنی و در آتش نهیم نعلمن نعل اسب بندم و چون اختر آیمت
- شمارهٔ ۸۳ - قصیده خاقانی شروانیکسی برنیارد سر از جیب دولتکه در گردن از زه طنابی نبیند
- شمارهٔ ۹۵ - در رثاء امام ابو عمر و اسعد خاقانی شروانیبلکه مزدور دار خانهٔ نحلصفت عدل شاه میگوید
- شمارهٔ ۹۷ - در مدح رکن الدین محمدبن عبد الرحمن طغان یزک خاقانی شروانیفخر آل طغان یزک که فلکفلک الدولتش خطاب کند
- شمارهٔ ۱۰۳ - این قطعه را در واقعهٔ حبس خویش گفته خاقانی شروانیبهشت صدرا تا دولت تو در دربستبر آستان تو درهای آسمان بگشاد
- شمارهٔ ۱۰۷ - در مرثیه خاقانی شروانیاز چمن دولتی که باغ کیان راستگر گل نو رفت نوبهار بماناد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ خاقانی شروانیعقل کو غاشیهٔ عشق تو بر دوش گرفتگر همه باد شود تخت سلیمان نبرد
- شمارهٔ ۱۱۷ - این قصیدهٔ را مذکورة الاسحار خوانند و در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و در وصف مناسک حج و تخلص به مدح ملک الوزرا جمال الدین اصفهانی نموده که تعمیر حرم کرده بود و خواص مکه این قصیدهٔ را به زر نوشتند خاقانی شروانیشب گیسوان گشاده چو جادو زنی به شکلبسته زبان ز دود گلو گاه مجمرش
