جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۱۸۱ از ۵۰۴
- شمارهٔ ۲۰۹ خاقانی شروانیبا آنکه بهترین خلف دهرمآید ز فضل و فطنت من عارش
- شمارهٔ ۲۱۰ - در مرثیهٔ اهل بیت خود خاقانی شروانیای دیده نه سیل خون فردات به کار آیدخون از رگ جان امشب مگذار، نگه دارش
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ خاقانی شروانیخوش خوش آید مرا که پیش درتبه سر خاک باز میغلطم
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ خاقانی شروانیبن هر موی را گر باز پرسی تا چه سر داردندا آید که تا سر دارم این سودای او دارم
- غزل شمارهٔ ۲۴۵ خاقانی شروانیگفتی که چو وقت آید کارت به ازین سازماین عشوه مده کانگه افسوسگرت خوانم
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ خاقانی شروانیطاووس خودآرائی در زیور زیبائیگر دیده قبول آید بر زیورت افشانم
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ خاقانی شروانیماه من کهاشتر سوار آید به راهدیده سقا، سینه حمالش کنم
- غزل شمارهٔ ۲۶۴ خاقانی شروانیاز مُصحَف عشق او فال دل خاقانیگر خود به هلاک آید فرخنده همی دارم
- شمارهٔ ۲۷۶ - در موعظه خاقانی شروانیاز تنش بوی دشمنی آیدچون شود دوست آشنای دو تن
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ خاقانی شروانیهر سال بدان آید خورشید به جوزا درتا با کمر از پیشت گویند غلام است آن
- غزل شمارهٔ ۳۱۱ خاقانی شروانیخاقانیا چه گویی آید به دست یاریچون یار نیست ممکن سوداش یار من چه
- غزل شمارهٔ ۳۲۲ خاقانی شروانیسر من زان جهان همی آیدکه ره جان به پای تن کردی
