جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۱۸۶ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۳۴۶ خاقانی شروانیبر زخمهای جانم هم درد و هم دوائیدر نیمه راه عقلم هم خوف و هم رجائی
- غزل شمارهٔ ۳۶۰ خاقانی شروانیبگشای به دندان گره از رشتهٔ جانمتا درد چِنم زان سر دندان که تو داری
- غزل شمارهٔ ۳۶۴ خاقانی شروانیگرفتم درد دل بینی و جان دارو نفرمائیعفی الله پرسشی فرما که ای بیمار من چونی
- غزل شمارهٔ ۳۶۹ خاقانی شروانیسر بنه تا درد سر برخیزد و بار کلاهکز پی سر طوق و فرمان برنتابد هر دلی
- غزل شمارهٔ ۳۷۰ خاقانی شروانیدشوار عشق بر دلم آسان نمیکنیدرد مرا به بوسی درمان نمیکنی
- غزل شمارهٔ ۳۷۵ خاقانی شروانیآنجا که زخم کردی مرهم نمیکنیآنجا که درد دادی درمان نمیدهی
- غزل شمارهٔ ۳۸۱ خاقانی شروانیمترس اگرچه به صد درد و بند بسته شدیکنون که بندهٔ مائی ز هر غم آزادی
- شمارهٔ ۶۰ وحشی بافقیتا به کی این رمز و ایما، این معما تا به چندچند درد سر دهم کین آمدست، آن آمدست
- شمارهٔ ۸۱ وحشی بافقیهر درد را که مینگری هست چارهایدردِ محبت است که درمانپذیر نیست
- شمارهٔ ۹۱ وحشی بافقیبا کس نتوان گفتن و پنهان نتوان داشتاز درد همین است فغانی که مرا هست
- شمارهٔ ۹۶ وحشی بافقیبه رخصت تو که رفتیم و درد سر بردیمترا ملالی و مارا هم انفعالی هست
- شمارهٔ ۱۱۶ وحشی بافقیبا چنین درد که وحشی به دعا میطلبدبایدش کشت اگر نام مداوا ببرد
