جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۲۲۰ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۶۳۱۷ صائبخوش است مشق قناعت ز بوریا کردنبه خواب، مخمل بی درد را رها کردن
- غزل شمارهٔ ۶۳۱۹ صائبتمام درد و سراپای زخم ناسوریمبه روی ما در دل باز می توان کردن
- غزل شمارهٔ ۶۳۳۲ صائبنمی توان دل صد چاک را به سوزن دوختعلاج رخنه دل را به درد صهبا کن
- غزل شمارهٔ ۶۳۳۷ صائبمبر به کوی خرابات دردسر زنهارز خون دل می بی دردسر به ساغر کن
- غزل شمارهٔ ۶۳۵۶ صائبمرا به بی کسی خویشتن کنید رهاکه درد من ز پرستار می شود افزون
- غزل شمارهٔ ۶۳۷۶ صائبدرد پیاله ای به گریبان خاک ریزسنگ و سفال را چو عتیق آبدار کن
- غزل شمارهٔ ۶۴۰۷ صائبگر درد استخوان رود از مغز بوریادرد از دل شکسته ما می رود برون
- غزل شمارهٔ ۶۵۴۷ صائبتا صبر هست درد به درمان نمی رسددردی که از شکیب برآرد دمار کو؟
- غزل شمارهٔ ۶۵۶۶ صائبقسمت خاصان بود هر چند درد و داغ عشقعام کن این لطف را، بخشی به این افگار ده
- غزل شمارهٔ ۶۵۶۸ صائبمی دود گوی سعادت در رکاب دولتشقامت هر کس ز بار درد چون چوگان شده
- غزل شمارهٔ ۶۵۸۰ صائببس که از فریاد من در سینه اش پیچیده دردبا فلک از خشک مغزی بر سر جنگ است کوه
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۱ صائبز درد و داغ محبت تمام گردد دلز پختگی ثمر خام می شود فربه
