جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۲۸ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۸۸۴ جلال الدین محمد مولویداد دل و عقل و جان مفخر تبریزیاناز مدد این سه داد یافت زمانه سداد
- غزل شمارهٔ ۸۹۷ جلال الدین محمد مولویسینه کبودیِ چرخ پرتو سینه منستجرعهی خون دلم تا به شفق میرسد
- غزل شمارهٔ ۸۹۹ جلال الدین محمد مولویمیرسدم بوی خون ز گفت درشتشرایحه ناف مشکبار نه این بود
- غزل شمارهٔ ۹۳۷ جلال الدین محمد مولویبصیرت همه مردان مرد عاجز شدکجا رسد به جمال و جلال شاه لوند
- غزل شمارهٔ ۹۴۵ جلال الدین محمد مولویبه کاهلی پر و بال امید میپوسدچو پر و بال بریزد دگر چه را شایید
- غزل شمارهٔ ۹۶۰ جلال الدین محمد مولویزنید خاک به چشمی که باد در سر اوستدو چشم آتشی حاسدان پرآب کنید
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۹ جلال الدین محمد مولویبانگ مرغان میرسد برمیفشانی پر و باللیک اگر خواهی بپری پای را برکش ز قیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۰ جلال الدین محمد مولویخنک آن چشم که گوهر ز خسی بشناسدخنک آن قافلهای که بودش دوست خفیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ جلال الدین محمد مولویزانک دل هرگز نپوسد زیر خاکاین ز دل گفتم نگفتم از جگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ جلال الدین محمد مولویآری چو دررسد مدد نصرت خدانمرود را برآید از پشهای دمار
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۱ جلال الدین محمد مولویمرا مپرس عزیزا که چند میگردیکه هیچ نقطه نپرسد ز گردش پرگار
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ جلال الدین محمد مولویاز آن صفا که ملایک از او همی یابنداگر رسد به شیاطین شوند هر یک حور
