جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۲۶۵ از ۵۱۰
- بیتابی ناظر از شعلهٔ جدایی و اضطراب نمودن از داغ بینوایی و خویشتن را بر مشق جنون داشتن و شرح درون خویش بر چهرهٔ معلم نگاشتن وحشی بافقیز مکتب هر زمان بیرون دویدیفغان از درد محرومی کشیدی
- بخش ۱۳ - گفتار در ستایش عشق وحشی بافقیاگر اینجا زن آید مرد گرددرسد بیدرد صاحب درد گردد
- بخش ۵۲ - قصر شرف النسا اقبال لاهوریآن سراپا ذوق و شوق و درد و داغحاکم پنجاب را چشم و چراغ
- بخش ۱۵ - طاسین زرتشت : آزمایش کردن اهریمن زرتشت را اقبال لاهوریتا نبوت از ولایت کمتر استعشق را پیغمبری درد سر است
- بخش ۳ - تمهید آسمانی نخستین روز آفرینش نکوهش می کند آسمان زمین را اقبال لاهوریپیش حق از درد بی نوری تپیدتا ندائی ز آنسوی گردون رسید
- بخش ۶ - در بیان اینکه خودی از سؤال ضعیف میگردد اقبال لاهوریخستگیهای تو از ناداری استاصل درد تو همین بیماری است
- بخش ۵۵ - صحبت با شاعر هندی برتری هری اقبال لاهوریهر دلی را در بهشت جاوداندادم از درد و غم آن خاکدان
- بخش ۳۷ - تذکیر نبیهٔ مریخ اقبال لاهوریخود گدازیهای او مکر و فریبدرد و داغ و آرزو مکر و فریب
- بخش ۳۲ - نمودار شدن درویش سودانی اقبال لاهوریجانم از درد جدائی در نفیرآن رهی کو سبزه کم دارد بگیر
- حکایت شمارهٔ ۲ سعدی شیرازی… تم که گمان بردم که دلش بر قید من آمد و صید من شد. ناگه نفسی سرد از سر درد بر آورد و گفت: چندین سخن که بگفتی در ترازوی عقل من وزن آن سخن ندارد که وقتی شنیدم از قابله خویش که گفت زن جوان را اگر تیری در پهلو نشیند به که پیر …
- در مرثیهٔ ابوبکر سعد بن زنگی سعدی شیرازیخدنگ درد فراق اندرون سینهٔ خلقچنان نشست که در جان نشست سوفارش
- بخش ۴ - حکایت در معنی تحمل محب صادق سعدی شیرازیرقیبان خبر یافتندش ز درددگرباره گفتندش اینجا مگرد
