جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۳ نتیجه برای «سوز» · صفحهٔ ۲۷۷ از ۳۵۰
- حکایت خسروی که سگ تازی خود را رها کرد عطار نیشابوریگر بخوردی سوزن آن سگ صد هزاربهترش بودی که بیآن رشته کار
- حکایت عاشقی که قصد کشتن معشوق بیمار را کرد عطار نیشابوریپس چو برخیزد قیامت، پیش جمعاز برای او بسوزندم چو شمع
- حکایت شیخ بوبکر نشابوری که خرش بر لاف زدن او بادی رها کرد عطار نیشابوریعجب بر هم زن، غرورت رابسوزحاضر از نفسی، حضورت را بسوز
- حکایت شبلی که گاه مردن زنار بسته بود عطار نیشابوریگفت میسوزم، چه سازم؟ چون کنم؟چون ز غیرت میگدازم، چون کنم؟
- بخش ۶ - حکایت گفتن بلبل و عتاب کردن باغبان و عذر خواستن گل عطار نیشابوریترا در کورهٔ آتش بسوزدمرا آتش به دل در بر فروزد
- بخش ۳۰ - در بیان دستور اربعین رابع عطار نیشابوریهر آن کشفی که ایشان را بچل روزشود حاصل بجد و جهد دلسوز
- (۱۱) حکایت مجنون و لیلی عطار نیشابورییکی سوزن بلیلی داد مجنونکه از دو کَون این دارم من اکنون
- حکایت جنید که سر پسرش را بریدند عطار نیشابوریگر تو عمری در جهان فرمان دهیهم بسوزی هم بزاری جان دهی
- (۳) حکایت سلیمان و طلب کردن کوزه عطار نیشابوریسلیمان کوزهٔ میخواست روزیکه تا آبی خورد بی هیچ سوزی
- (۴) حکایت آن طفل که با مادر ببازار آمد و گم شد عطار نیشابوریبدو گفتند پس با تو چه سازیمکه تو میسوزی و ما میگدازیم
- بخش ۶ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریدوستان را هر نفس جانی دهدلیک جان سوزد اگر نانی دهد
- گفتار مردی صوفی با کسی که او را قفا زد عطار نیشابوریهرچ داری، آتشی را برفروزتا اَزارِ پای بر آتش بسوز
