جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۲۸۰ از ۵۰۴
- چهل و دوم جلال الدین محمد مولویتا شیرخواره باشی، دندان دل نرویداز قوت روح آید دندان دل دمیدن
- بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیتاند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند جلال الدین محمد مولویگر ترا آید برین نکته سئوالرنگ کی خالی بود از قیل و قال
- بخش ۴۴ - ترک کردن آن مرد ناصح بعد از مبالغهٔ پند مغرور خرس را جلال الدین محمد مولویگر شود قلبی خریدار محکدر محکیاش در آید نقص و شک
- بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه جلال الدین محمد مولویاز کجا آرم مثالی بیشکستکفو آن نه آید و نه آمدست
- بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز میریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمیرسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب میآورد جلال الدین محمد مولویقصد من آنست که آید بانگ آبهم ببینم بر سر آب این حباب
- بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بیصبری او در بلا به اضطراب و بیقراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند جلال الدین محمد مولویهر زمان نخود بر آید وقت جوشبر سر دیگ و برآرد صد خروش
- بیست و هفتم جلال الدین محمد مولویامسال چو ماه میگدازدمیآید یاد وصل پارش
- بخش ۷۶ - امیر کردن رسول علیهالسلام جوان هذیلی را بر سریهای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودند جلال الدین محمد مولویگر ز چشمم این زمان غایب شویپیشت آید هر طرف گرگ قوی
- بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش جلال الدین محمد مولویبعد از آن گفت از طبیبان کیست اوکاو همی آید به چاره پیش تو؟
- بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسید جلال الدین محمد مولویآنک در هر چه در آید بشکندهر درخت از بیخ و بن او بَر کَند
- بخش ۲۲۸ - یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ جلال الدین محمد مولویگفت پیغامبر که چون کوبی دریعاقبت زان در برون آید سری
- بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن جلال الدین محمد مولویاین سخن اشکسته میآید دلاکین سخن دُرَّستْ غیرت آسیا
