جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۲۸۴ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۴۱۰ جلال الدین محمد مولویشمع را تو گرو این لگن تن چه کنیاین لگن گر نبود شمع تو را صد لگنست
- غزل شمارهٔ ۴۲۳ جلال الدین محمد مولویبر درخت تن اگر باد خوشش مینوزدپس دو صد برگ دو صد شاخ چه لرزان شده است
- غزل شمارهٔ ۴۳۶ جلال الدین محمد مولویگفتا کجاست خوشتر گفتم که قصر قیصرگفتا چه دیدی آنجا گفتم که صد کرامت
- غزل شمارهٔ ۴۵۰ جلال الدین محمد مولویصد چشم وام خواهم تا در تو بنگرماین وام از کی خواهم و آن چشم خود که راست
- غزل شمارهٔ ۴۵۱ جلال الدین محمد مولویای صد هزار جان مقدس فدای اوکآید به کوی عشق که آن جا مبارکست
- غزل شمارهٔ ۴۵۶ جلال الدین محمد مولویمرغان جستهایم ز صد دام مردواردامیست دام تو که از این سو مطار نیست
- غزل شمارهٔ ۴۶۷ جلال الدین محمد مولویدر دل من دار و گیر هست دو صد شاه و میراین دل پرغلغله مجلس و ایوان کیست
- غزل شمارهٔ ۴۷۵ جلال الدین محمد مولویبگرد عاشق اگر صد هزار خام بودمرا دو چشم ببندی بگویمت که کجاست
- غزل شمارهٔ ۴۷۹ جلال الدین محمد مولویاگر ترش کنی و رو ز ما بگردانیبه قاصد است و به مکر است و آن دروغینست
- غزل شمارهٔ ۴۸۵ جلال الدین محمد مولویبه روضهای که در او صد هزار گل میرستبه جای میوه و گل خار و سنگ و هامونست
- غزل شمارهٔ ۵۳۱ جلال الدین محمد مولویگر عیش اول پیر شد، صد عیش نو توفیر شدچون زلف تو زنجیر شد، دیوانگی ناچار شد
- غزل شمارهٔ ۵۳۶ جلال الدین محمد مولویزان صد هزاران قطرهها یک قطره ناید بر زمینور زانک آید بر زمین جمله جهان ویران شود
