جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۳۱۴ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۸ جلال الدین محمد مولویغذای خلق در آن قحط حسن یوسف بودکه اهل مصر رهیده بدند از غم نان
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ جلال الدین محمد مولویشهر بزرگ است تنم غم طرفی من طرفییک طرفی آبم از او یک طرفی نارم از او
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۷ جلال الدین محمد مولویچو خلیل اندر آتشم ز تف آتشت خوشمنه از آنم که سر کشم ز غم بیامان تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۵ جلال الدین محمد مولویآن غم که ز عشاق بسی گرد برآوردبیرون ز در است این دم و از بام فرود او
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۰ جلال الدین محمد مولویگفتا مخنث را گزد هم بکشدش زیر لگداما چه غم زو مرد را گفتا نکو گفتی هله
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۵ جلال الدین محمد مولویخاص احد چه غم خورد از بد و نیک عام خسکوه احد چه برتپد از سر سیل و زلزله
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۱ جلال الدین محمد مولویمشنو غم عشق را ز هشیارکو سردلب است و سردچانه
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۲ جلال الدین محمد مولوییکی پر زهر افسونی فرو خواند به گوش توز صحن سینهٔ پر غم دهد پیغام بیماری
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۱ جلال الدین محمد مولویگر در غم و در رنجم در پوست نمیگنجمکز بهر چو تو عیدی قربانم و قربانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۹ جلال الدین محمد مولویاین همه پوشیده گفتی، آخر این را برگشااز حسودان غم مخور تو شرح ده مردانهای
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۸ جلال الدین محمد مولویحرام گشت از این پس فغان و غمخواریبهشت گشت جهان زانک تو جهان داری
- غزل شمارهٔ ۳۱۳۰ جلال الدین محمد مولویتو درمان غمها ز بیرون مجوکه پازهر و درمان غمها توی
