جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲٬۰۳۲ نتیجه برای «چند» با فیلتر مثنوی · صفحهٔ ۴۲ از ۱۷۰
- بخش ۱ - المقالة السابعة عشره عطار نیشابوریدشمن تست این سگ و از سگ بترچند سگ را پروری ای بیخبر
- بخش ۶ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریآن بلا و رنج یک چندی کشیدتا که از وی گشت فرزندی پدید
- (۲) حکایت مرد نمازی و مسجد و سگ عطار نیشابوریپی دجّال جادو چند گیرینه وقت آمد که آخر پندگیری
- بخش ۲۷ - ترتیب کردن کوشک برای شیرین نظامی گنجویحقیقت شد ورا کان یک سوارهکه میکرد اندرو چندان نظاره
- بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم نظامی گنجویمرقعبَرکشِ نَرمادهای چندشفاعتخواهِ کارافتادهای چند
- بخش ۲۷ - داستان پیرزن با سلطان سنجر نظامی گنجویشحنهٔ مست آمده در کوی منزد لگدی چند فرا روی من
- بخش ۱۱ - خطاب زمین بوس نظامی گنجویدستنشان هست ترا چند کسدستنشینِ تو فرشته است و بس
- بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز نظامی گنجویوز این غوری غلامی نیز چون قندز غوره کرد غارت خوشهای چند
- بخش ۴۳ - داستان دو حکیم متنازع نظامی گنجویبا دو حکیم از سر همخانگیشد سخنی چند ز بیگانگی
- بخش ۸ - آغاز داستان بهرام نظامی گنجویپیش از آن حالتش به سالی بیستچند فرزند بود و هیچ نزیست
- بخش ۶۱ - در شرح احسان های یوسف علیه السلام با اهل زندان و تعبیر کردن وی خواب مقربان پادشاه مصر را و وصیت کردن وی مر یکی ازیشان را که وی را پیش پادشاه یاد کند جامیچنان رفت آن وصیت از خیالشکه بر خاطر نیامد چند سالش
- بخش ۱۷۶ - قصه آن خرس که آبش می برد شخصی تصور کرد که خیکی است پر بار، رفت تا آن را بگیرد، خرس در وی آویخت، آن شخص به وی درماند، دیگری از کناره فریاد کرد که خیک را بگذار و بیرون آی. گفت من او را گذاشته ام او مرا نمی گذارد جامیای خدا دل گرفت ازین سخنمچند بیهوده گفت و گوی کنم
